حدیث روز :

پیامبراکرم (ص) می فرمایند:
« من احبّ فاطمة ابنتی فهو فی الجنة معی و من ابغضها فهو فی النار »
هرکسی فاطمه (س) دخترم را دوست بدارد در بهشت با من است و هرکس با او دشمنی ورزد در آتش جهنم است . ( بحارالانوار ج47 ص 116)

۱۳۹۲ مرداد ۱۶, چهارشنبه

بیانیه به مناسبت عید فطر سال 2013 در ونکوور

ضمن عرض ادب و احترام و آرزوی قبول طاعات و عبادات مومنین گرامی ساکن ونکوور به اطلاع می رساند از آنجائیکه امشب 7 آگوست هلال ماه شوال مشاهده نگرددید بنابراین فردا پنج شبه 8 آگوست سی امین روز ماه مبارک رمضان است و پس فردا قطعا عید فطر خواهد بود.
با توجه به اینکه برخی از افراد و مراکز فردا را روز عید اعلام نموده اند از لحاظ شرعی پاسخگو خواهند بودند و شاید ادله اثبات هلال ماه شوال برای آنان ثابت شده باشد ولی برای برخی ثابت نشده باشد  بنابراین عزیزانی که فردا را عید می کنند مسئولیت شرعی آنها به عهده آن مراکز و افراد می باشد ( ان شاالله که صحیح باشد ) امّا کسانی که از اینجانب سئوال می کنند و زنگ می زنند باید اعلام کنم با توجه به ادله محکم و مستدل فردا روز عید نیست و دوستان باید روزه خود را بگیرند.
ضمن امسال با توجه به برآورد بنده و دوستان دیگر مبلغ زکات فطره در ونکوور کانادا به ازای هر نفر 12 دلار می باشد .
من الله التوفیق ، الله علم  

۱۳۹۲ فروردین ۴, یکشنبه

یاس بوی حوض کوثر می دهد


باید از فقدان گل، خونجوش بود
در فراق یاس، مشکی پوش بود

یاس ما را رو به پاکی می برد
رو به عشقی اشتراکی می برد

یاس یک شب را گل ایوان ماست
یاس تنها یک سحر مهمان ماست

بعد روی صبح، پرپر می شود
راهی شبهای دیگر می شود


یاس مثل عطر پاک نیّـت است
یاس استنشاق معصومیّـت است

یاس بوی حوض کوثر می دهد
عطر اخلاق پیمبر می دهد

حضرت زهرا دلش از یاس بود
دانه های اشکش از الماس بود

داغ عطر یاس زهرا زیر ماه
می چکانید اشک حیدر را به چاه

عشق محزون علی یاس است و بس
چشم او یک چشمه الماس است و بس

اشک می ریزد علی مانند رود
بر تن زهرا: گل یاس کبود

گریه کن زیرا که دُخت آفتاب
بی خبر باید بخوابد در تراب

این دل یاس است و روح یاسمین
این امانت را امین باش ای زمین

نیمه شب دزدانه باید در مغاک
ریخت بر روی گل خورشید، خاک 
شعر از احمد عزیزی 

۱۳۹۱ دی ۱۱, دوشنبه

والامقام خرقه پوش


خورشید پنهان و هوا دلگیر و مه آلود
هر که دل به اینجا بست هرگز نیاسود

زمستان سرد و تن عریان درختان
جز یک خاطره نمانده ز این بوستان

نشسته غبار غربت تو پشت این پنجره
به گوش می رسد هق هق این حنجره

ای مامن خاک سرزمین رستم و پوریا
ای خاک پایت به چشمِ ماه خدان توتیا

حرمان عشق توست تنها بهانه ماندن
به انتظارت نشستن و غبار از تنت زدودن

تو شهی ، غلط کردم ،فراتر از شاهی
تو در گیتی روشنتر از خورشید و ماهی

چنان به زلف مشک افشانت مستم
تو گویی فارغ از فانی از روز الستم

در بزم عاشقانت تا کی آه هجران کشیدن
به سویت کو به کو دویدن رویت ندیدن

رسم وفا نسیت آن والا مقام خرقه پوش را
 فراموش کند حال این غلام حلقه به گوش را

شاها ، ملکا ، دانم چه عذر و چه تقصیر دارم
چه باک دارم  وقتی از کرمت نیک اکسیر دارم


شائق ایرانی (مجید رسولی)
زمستان 91 ونکوور

۱۳۹۱ آذر ۱۹, یکشنبه

پشنهادی برای کمک به زلزله زدگان ایران

به چند روزیست در وبلاگها و فضای مجازی پر شده از عکس ضریح امام حسین (ع) و نقدهایی که بی رحمانه علیه امام حسین (ع) از سوی عدهّ ای ضد دین همراه با توهین و اهانت و غیره منتشر می شود و آنرا با مردم زلزله زده یا فقیر ایران مقایسه می کنند خیلی ناراحت شدم این صحنه ها را دیدم چرا که تمام پول این ضریح توسط مردم پرداخت شده است و مردم عشقی که به امام حسین (ع) دارند بی نهایت است و نشانه آنرا می توان در بدرقه ضریح توسط مردم شهرها دید که میلیونی برای استقبال و بدرقه آمده اند بنابراین من به عنوان یک ایرانی پیشنهادی به شرح زیر خدمت این دسته از هم وطنان که کاسه داغ تر از آش شده اند ، ارائه می کنم یا صدق گفتارشان را محک بزنیم و بدانیم که چه کسی دلسوز این مردم است 
و آن اینکه :

 جای ضریح امام حسین علیه السلام، به مدرسه سوخته ها برسیم،عوضش پارتی شبانه از اهم واجباته که نباید از وقت فضیلتش بگذره . . . 

بجای نذری برای امام حسین علیه السلام، به زلزله زده ها کمک کنیم؛ بجای هیأت محرم، به زلزله زده ها کمک کنیم؛ بجای صرف پول برای ساخت ضریح جدید امام حسین علیه السلام، به زلزله زده ها کمک کنیم!

چرا یک کمپین نمیزنید و بگید :


هزینه یک ماه لوازم آرایش تان را ؛ هزینه دو هفته چالوس رفتن و ویلا گرفتن را؛ هزینه کافی شاپ رفتن تان را خرج زلزله زده ها کنید . . .

اصلاً بیایید این دو ماه محرم و صفر را، هزینه شارژ اینترنت تان را خرج زلزله زده ها کنید که ما هم راحت باشیم! شب یلدا خرج نکنید و ولنتاین نگیرید و پارتی برگزار نکنید و خرج زلزله زده ها کنید! پالتو و بوت نخریم و خرج زلزله زده ها کنیم!

باز هم لازم است مثال بزنم که معلوم شود مشکل از وضعیت زلزله زده ها نیست و از شور و شعوری ست که حسین در جان مردم می ریزد و از آن می ترسید؟!!

انگار همه فهمیده اند که هر چه داریم، از محرم و صفر داریم؛ به هر بهانه ای بر محرم مان تیر می زنند...

۱۳۹۱ آذر ۱۲, یکشنبه

لزوم باز تعریف حجاب در جامعه مسلمانان کانادا


 ما وقتی صحبت از حجاب می کنیم باید تعریف دقیقی از آن ارائه بدهیم تا بتوانیم حرفی صحیحی در آن زمینه داشته باشیم .
آنچه در قرآن و روایات و کلام اهل بیت (ع) آمده است بحث پوشش زن متعارف با عرف آن جامعه است یعنی جاهایی از بدن زن که از نظر شرع مقدس باید پوشیده باشد به آن تاکید شده است شیخ انصاری آن عالم بزرگ بر این باور است که در بسیاری از موارد اجتماعی شرع دست مجتهد را باز گذاشته است و عرف در فقه شیعه جایگاه ویژه ای دارد و بسیاری از فتواهای مراجع در طول تاریخ متاثر از عرف جامعه بوده است .

در زمینه حجاب نیز عرف جامعه باید حتما لحاظ گردد به طور مثال تا زمانی که ما در کشور کانادا زندگی می کنیم باید برخی از شرایط و عرف جامعه کانادایی که متشکل از فرهنگ ها و ادیان مختلف از سراسر دنیاست در نظر بگیریم و اصولا همین جامعه باز و چند فرهنگی و احترام متقابل فرهنگ ها و گرایش های مختلف به یکدیگر باعث شده کانادا کشوری آزاد و قابل احترام و متمایز از بسیاری از کشورها در نحوه برخورد با فرهنگ ها به الگویی کم نظیر در دنیا بدّل گردد.
لذا ما مسلمانان کشور کانادا باید فرهنگ خودمان را تا آنجایی که می توانیم به ملل و افراد دیگر معرفی کنیم .
یکی از مسائلی که هموراه مورد سئوال واقع می شود مساله حجاب است ، مسلمانان باید در این زمینه یک متد عقیدتی و عملیاتی را در نظر داشته باشند که بتوانند مبانی اعتقادی و عملی حجاب را تبیین کنند تا دیگران پاسخ های خود را از این مساله به خوبی دریافت کنند و با فلسفه حجاب نیز آشنا شوند.

نکته ای که در اینجا می خواهم به آن اشاره کنم این است که متاسفانه جامعه زنان مسلمان در کانادا فاقد یک پوشش متناسب با عرف کشور کاناداست ، پوششی که هم مطابق موازین اسلامی باشد و هم نوآوری و جذابیت ظاهری حجاب را به رخ بکشد و بنظر می رسد باید مراکز ی جهت طراحی نوعی پوشش اسلامی برای بانوان مسلمان که برگرفته از اعتقادات اسلامی آنها و فرهنگ آنها و عرف جامعه کانادا باشد تاسیس شود و بتواند پاسخگوی نیازهای به روز زنان مسلمان باشد و الگویی مدرن همراه با آمیزه های عرفانی و اسلامی حجاب را به جوامع بشری امروزی معرفی کند .
در این راستا باید از سوی مراکز اسلامی که بیشتر وقت خود را صرف آموزش مسائل اعتقادی و باطن افراد می کنند کمی از وقت و امکانات خود را صرف ظاهر افراد مسلمان کنند و الگویی شیک و مدرن از افراد مسلمان بخصوص بانوان محترم اسلامی ارائه دهند که خلاء چنین رویکردهایی بخصوص در جامعه مسلمان کانادا و شهر ونکوور بیش از پیش مشاهده می شود و باید در این زمینه ها فعالیت های زیادی انجام شود .

مجید رسولی

۱۳۹۱ آذر ۲, پنجشنبه

ویدئو : شب پنجم محرم فاطمیه ونکوور 2012

ویدئو : شب پنجم محرم فاطمیه ونکوور 2012


سربازی شبیه به پیامـــــــــــــبر (ص)

آن هنگام که جز اهل بیت امام حسین(علیه‌السلام) کسی باقی نمانده بود، اولین سرباز امام از خاندان او و بزرگترین فرزندشان، حضرت علی‌اکبر(علیه‌السلام)؛ برای دفاع از حریم حسینی، اذن مبارزه خواستند.
در زیارت ناحیه مقدّسه که از لسان امام دوازدهم شیعیان حضرت مهدی«عجل‌الله‌تعالی‌فرجه‌الشریف» آمده: «السّلام علیک یا اوّل قَتیل مِن نَسلِ خیرَ سلیلٍ مِن سُلالَهِ ابراهیم» ابوالفرج اصفهانی نیز در کتاب مقاتل‌الطالبین، پس از یاران امام حسین(علیه‌السلام) اوّلین شهید را علی اکبر دانسته است.
نام شریفشان علی و کنیه‌ی مبارکشان ابوالحسن است و به نقل «مقتل الحسین مقدم» در حادثه‌ی کربلا حدود بیست‌وهفت سال داشتند.
درباره تاریخ ولادتشان مشهور است که در یازدهم ماه شعبان سی‌وسه هجری ولادت یافتند. برای امام حسین(علیه‌السلام) به جز ایشان دو پسر دیگر که نام آن دو نیز علی بوده، نقل شده است. علی‌اصغر شش ماهه و علی‌بن‌الحسین حضرت زین‌العابدین(علیهما‌السلام) که به ایشان علی‌اَوسَط هم می‌گفتند.
پس از ظهر عاشورا بود که با شهادت یاران امام، علی‌اکبر با همگان وداع کرد.
در این هنگام اهل حرم و همه‌ی بستگان دورتادور ایشان را گرفتند و می‌گفتند: «اِرحَم غُربَتَنا لا طاقَهَ لَنا علی فراقِک» به غربت ما رحم کن علی جان که ما را بر فراق تو طاقت نیست.
تویی که شبیه‌ترین مردمان به رسول خدا هستی «خَلقاً و خُلقاً» و چون دلمان برای دیدار او پر می‌زد به قد و بالای تو نگاه می‌کردیم.
ولی علی‌اکبر(علیه‌السلام) که تشنه‌ی وصال محبوب است و بی تاب دیدار اجداد طیّبش و امام زمان خود را تحت فشار می‌بیند، سوار بر اسب امام حسین(ع) که «لاحق» و به نقلی «ذوالجناح» نام دارد؛ عازم میدان می‌شود.
در روز عاشورا بعد از این که مردی فریاد برآورد که «ای علی، تو با یزید نسبت خویشاوندی داری، بیا و از حسن جدا شو که در امانی»، فرمود :
«اِنَّ قرابهَ رسول‌الله احقُّ اَن مُرعی»
و چنین شعار آغاز کرد :
« أنا عَليُ بن الحسين بن عَلي نحن بيت الله اَولي يا لنَّبي»
«تَاللهِ لا يَحكُمُ فينا ابنُ الدّعي اضرب بالسيف احامي عن ابي»
« ضَربَ غلامٍ هاشمی قُریشی »
«من علی فرزند حسین فرزند علی هستم، به خدا (کعبه) سوگند ما به پیامبر سزاوارتریم. سوگند به خدا این زنازاده نمی‌تواند بر ما حکم کند. با شمشیر شما را می‌کُشم واز پدرم حمایت می‌کنم.»
بعد از حمله‌ی اوّل که نزد پدر برای تجدید قوا آمدند تشنگی امان از ایشان برده که حسین(علیه‌السلام) زبان علی‌اکبر(علیه‌السلام) را در دهان گرفت مکید و و سپس نگین انگشترش را به او داد و فرمود این نگین را بگیر و در دهانت بگذار، امیدوارم به زودی جدّت را ملاقات کنی و از دستان او سیراب شوی.
در مقاتل که این حرکت را از امام(علیه‌السلام) می‌خوانیم چه خوب است که درباره‌ی درس نهفته در آن کمی بیندیشیم. چرا که با در نظر گرفتن همه‌ی مصائب وارده بر امام و خانواده‌شان به هر حال در حادثه‌ عاشورا یک نبرد رزمی و جنگی رخ داده؛ و امام اگر بر بالین تک‌تک شهدا آمدند و یا این که زبان در کام علی‌اکبرشان گذاشتند حتماً به منظوری بوده است.
آنچه تحلیل‌گران این رفتار امام با علی‌اکبر، نوشته‌اند حاکی از این است که هر سه رفتار
1. زبان در دهان نهادن امام در کام علی‌اکبر(علیه‌السلام)
2. وعده‌ی سیراب شدن از دست جدّشان
3. دادن انگشتری خود به منظور گذاشتن در دهان علی‌اکبر(علیه‌السلام)
در آن موقعیّت در استحکام بخشیدن و مقاومت فرزندشان، اثر روانی داشته است. چرا که وعده‌ی دیدار جدّش بهترین برخورد در تثبیت موقعیّت ایمانی آن جوان فداکار بود و علاوه بر آن گویای این است که نائل آمدن مقام انسان تا جایی که از دست رسول خدا جام بنوشد؛ بدون رسیدن به فوز شهادت میسّر نیست.
و اگر امام زبان در کام علی‌اکبر می‌نهاد برای این است که از شیره جان مقام ولایت به او بنوشاند تا از آن علم الهی ولی خدا بهرمند شود.
همانطور که در گذشته پیامبر خدا زبان در دهان علی نهاد و به فرموده‌ی امیرالمؤمنین علی(علیه‌السلام):
« هزار باب علم بر او گشوده شد که از هر بابی هزار باب دیگر»
بالاخره لحظه‌ی وصال علی‌اکبر(علیه‌السلام) نیز، مانند شهدای دیگر فرا رسید و او که دست پرورده مکتب انسان ساز ولایت بود، از جام وعده شده‍ ی پیامبر نوشید و به شهدای کربلا ملحق شد.
بانگ برآورد که«يا اَبَتاه عَلَيْكَ مِنّيِ السًّلامُ، هذا جَدّي رَسُولُ الله يَقْرَئُكَ السَّلام وَ يَقُولُ: عَجّلِ الْقُدُومَ اِلَيْناو شَعِقَ شَهقَهَ فارِق الدنیا»
یا ابتا، این جدّمان رسول خداست.بر تو سلام می‌رساند و می‌فرماید: به سوی ما شتاب کن.
این جا همه‌ی انبیاء و اولیای سلف منتظر قدوم مبارک شمایند.
سیراب شدم آن چنان که وعده داده بودی و سلامت را به تمام منتظرانت خواهم رسانید.

۱۳۹۱ آذر ۱, چهارشنبه

شش ماهه حسین




یا علی اصغر ...

بس کن رباب نیمه ای از شب گذشته است
دیگر بخواب نیمه ای از شب گذشته است
کم خیره شو به نیزه ، علی را نشان نده 
گهواره نیست٬ دست خودت را تکان نده

با دست های بسته مزن چنگ بر رخت
با ناخن شکسته مزن چنگ بر رخت
بس کن رباب حرمله بیدار می شود...
سهمت دوباره خنده انظار می شود
ترسم که نیزه دار کمی جابجا شود
از روی نیزه رأس عزیزت رها شود
یک شب ندیده ایم که بی غم نیامده
دیدی هنوز زخم گلو هم نیامده
گرچه امید چشم ترت نا امید شد
بس کن رباب یک شبه مویت سپید شد
پیراهنی که تازه خریدی نشان مده
گهواره نیست٬ دست خودت را تکان مده
با خنده خواب رفته تماشا نمی کند
مادر نگفته است و زبان وا نمی کند
بس کن رباب سربه سر غم گذاشتی
اصلاً خیال کن که تو اصغر نداشتی
دیگر ز یادت این غم سنگین نمی رود
آب خوش از گلوی تو پائین نمی رود
بس کن ز گریه حال تو بهتر نمی شود
این گریه ها برای تو اصغر نمی شود..
.