حدیث روز :

پیامبراکرم (ص) می فرمایند:
« من احبّ فاطمة ابنتی فهو فی الجنة معی و من ابغضها فهو فی النار »
هرکسی فاطمه (س) دخترم را دوست بدارد در بهشت با من است و هرکس با او دشمنی ورزد در آتش جهنم است . ( بحارالانوار ج47 ص 116)

۱۳۹۱ مرداد ۲۶, پنجشنبه

انتقام از على چرا؟


كسى نيست سؤال كند كه مگر على ( ع ) چه گناهى مرتكب شده بود كه مستحق اين چنين روشهاى خشن غير انسانى و ضدّ اسلامى در حق او روا مىداريد؟

مگر در ركاب پيامبر اكرم ( ص ) جنگيدن گناه است؟

مگر براى اعتلاى كلمه اسلام تلاش كردن جرم است؟

مگر در جهت نابودى دشمنان اسلام وقرآن مبارزه كردن معصيت است؟

آيا نه اين است كه اينان كينهاى را كه از شخص رسول اكر ( ص ) داشتند بر على ( ع ) وارد ساختند كه كه على ( ع ) مىفرمايد :

كلّ حقد حقدته قريش على رسول اللّه ( ص ) أظهرته فيّ ، وستظهره في ولدى من بعدى ، مالى ولقريش ؟! إنّما وترتهم بأمر اللّه ورسوله ، أ فهذا جزاء من أطاع اللّه ورسوله إن كانوا مسلمين »

شرح نهج البلاغة : 20 / 328 .

تمام كينه هايى كه قريش از پيامبر گرامى ( ص ) داشتند بر من روا داشتند و پس از من نيز ، در حق فرزندان من روا خواهند داشت ، آخر مرا با قريش چه كار؟!

اگر من با آنان جنگيدم ، به دستور خدا و رسول او بود ، آيا همين است پاداش كسى كه از خدا و رسولش اطاعت كند؟!!

۱۳۹۱ مرداد ۲۱, شنبه

برگی های از فضلیت امیرمومنان حضرت علی (ع)


در روز بیستم ماه مبارک رمضان که آثار مرگ بر حضرت امیر ظاهر شد به فرزندش امام حسن فرمود: شیعیانی که در بیرون خانه اجتماع نموده اند اجازه دهید بیایند و مرا ببینند. وقتی آمدند اطراف بستر را گرفتند و آهسته به حال آن حضرت گریه می نمودند، حضرت با کمال ضعف فرمودند: "سوال کنید از من هر چه می خواهید قبل از آن که مرا نیابید و لکن سوال های خود را سبک و مختصر کنید." اصحاب هر یک سوال می 
نمودند و جواب هایی می شنیدند.

از جمله سوال کنندگان صعصعه بن صوحان بود که از رجال بزرگ شیعه و از خطباء معروف کوفه و از روات بزرگ است. 

صعصعه عرض کرد: "مرا خبر دهید شما افضل هستید یا آدم" حضرت فرمودند: "قبیح است مرد خود را تعریف و تزکیه بنماید و لکن از باب «و اما بنعمه ربک فحدث» می گویم: من از آدم افضل هستم ... برای آدم همه قسم وسایل رحمت و راحت و نعمت در بهشت فراهم بود فقط از یک شجره گندم منع گردید و او منتهی نشد و از آن شجره منهیه خورد و از بهشت و جوار رحمت حق خارج شد. ولی خداوند مرا از خوردن گندم منع ننمود، من به میل و اراده خود چون دنیا را قابل توجه نمی دانستم از گندم نخوردم.

کنایه از آن که کرامت و فضیلت شخص در نزد خدا به زهد و ورع و تقوا است هر کس اعراض او از دنیا و متاع دنیا بیشتر است قطعاً قرب و منزلت او در نزد خدا بیشتر و منت های زهد این است که از حلال غیر منهی اجتناب نماید.

عرض کرد: "شما افضل هستید یا نوح". فرمودند: "من از نوح افضل هستم ... نوح قوم خود را دعوت کرد به سوی خدا، اطاعت نکردند به علاوه اذیت و آزار بسیار به آن بزرگوار نمودند تا درباره آنان نفرین کرد «پروردگارا مگذار به روی زمین از کافرین فردی را». اما من بعد از خاتم الانبیاء با آن همه صدمات و اذیت های بسیار فراوانی که از این امت دیدم، ابداً درباره آن ها نفرین نکردم و کاملاً صبر نمودم." کنایه از این که اقرب خلق به سوی حق کسی است که صبرش بر بلا بیشتر باشد.

عرض کرد: "شما افضل هستید یا ابراهیم". فرمود: "من از ابراهیم افضل هستم ... ابراهیم عرض کرد: «پروردگارا به من بنما که چگونه مردگان را زنده خواهی کرد. خداوند فرمود: آیا باور نداری. عرض کرد: آری باور دارم (می خواهم به مشاهده آن) دلم آرام گیرد.». ولی ایمان من به جایی رسیده که گفتم: اگر پرده ها بالا رود و کشف حجب گردد، یقین من زیاد نخواهد شد."

کنایه از آن که علو درجه شخص به مقام یقین او می باشد که واجد مقام حق الیقین شود.

عرض کرد: "شما افضل هستید یا موسی". فرمود: "من افضل هستم ... وقتی خداوند او را مامور کرد به دعوت فرعون که به مصر برود، عرض کرد: «ای خدا من از آن ها یک نفر را کشته ام و می ترسم مرا به قتل برسانند. برادرم هارون که ناطقه اش از من فصیح تر است با من یار و شریک در کار رسالت فرما تا مرا تصدیق کند، می ترسم آن ها تکذیب رسالتم کنند». اما من وقتی رسول اکرم از جانب خدا مرا مامور کرد در مکه معظمه بالای بام کعبه بروم و آیات اول سوره برائت را بر کفار قریش قرائت نمایم با آن که کمتر کسی بود که برادر یا پدر یا عم و خال یا یکی از اقارب و خویشانش به دست من کشته نشده باشد، اطاعت امر نموده، تنها رفتم و ماموریت خود را انجام دادم."

کنایه از آن که فضیلت شخص به توکل به خداست هر کس توکلش بیشتر است فضیلت او بیشتر است.

گفت: "شما افضل هستید یا عیسی". عرض کرد: "من افضل از عیسی هستم ... پس از آن که مریم به واسطه دمیدن جبرئیل در گریبان او به قدرت خدا حامله شد همین که موقع وضع حمل او رسید وحی شد به مریم که این خانه محل عبادت است نه زایشگاه، فلذا از بیت المقدس بیرون رفت. اما من وقتی مادرم فاطمه بنت اسد را درد زاییدن گرفت در حالتی که وسط مسجد الحرام بود به صاحب کعبه متمسک گردیده و عرض کرد: الهی به حق این خانه و به حق آن کسی که این خانه را بنا کرده این درد زاییدن را بر من آسان گردان، همان ساعت دیوار خانه شکافته شد، مادرم فاطمه را با ندای غیبی به داخل خانه نمودند و من در همان خانه کعبه به دنیا آمدم."

کنایه از آن که در مرتبه اول شرف مرد به حسب و نسب و طاهریت مولد است، هر که روح و نفس و جسد او پاکیزه است، او افضل است.

منبع: کتاب "شب های پیشاور" نوشته سلطان الواعظین شیرازی. این کتاب حاصل ده جلسه مناظره ایشان با روحانیان اهل تسنن که با حضور چهار نفر خبرنگار و حدود دویست مستمع شیعه و سنی بوده، می باشد.

برای زلزله زدگان آذربایجان

از چه لرزیدی زمین؟؟؟!!! به کدام گناه صورت مادر اشک شد 

وصورت کودک تباه؟؟؟!!!! 

از چه لرزیدی زمین؟؟؟!!! این مصیبتو به همه ی ایرانیها 

تسلیت میگم . نمی دونم چی بگم ........

من بتون عزیز همشهریلریمه آذربایجان ملتنه بو بویوک 

مصیبته تسلت عرض ادریم الله ان شاالله تامام بو ملت 

قهرمانا صبر عنایت ایتسن .

Şerif Azerbaycan halkı, benim taziyelerini Kabul

۱۳۹۱ مرداد ۲۰, جمعه

شب ليله القدر


شب ليله القدر همان شبي است كه شما با خداي خود انس مي گيريد. آيا ميبيني كه ليله القدر چه قدر خوب است؟ چقدر حديث براي ليله القدر شنيده‌ايد؟وقتي كه با خداي خود انس گرفتي آن شب ليله القدر است و آن را احيا گرفته‌اي. شب زنده شده است و به صبح انچاميده است. تسبيح خدا شده است .حتي مطلع الفجر. ملائكه را خداوند بر سر آن عبدي مي‌ريزد كه بيچاره شده است و خدا و ائمه را مي‌خواند. تا چه وقت؟ حتي مطلع الفجر.
ان ش
اء الله همه شبها براي ما شب قدر باشد. هر شب از شب قبل بهتر .هر وقت محزون شدي و با خوبان از خودت دفع حزن كردي ، ليله القدر است. وقتي كه ليله القدر را درك كردي ، صبح ديگر نزديك است . صبح ، فرج است و صبح فرج است.
ديگر آزادي هرجا كه مي خواهي مي‌روي و هر كاري را كه مي خواني مي كني .ديگر خواست نيست. هرچه از دستت صادر مي‌شود خواست اوست. خواست، مال اوست. خواست يك بخاري است كه از وجود شما در مي‌آيد و بالا مي‌رود. اگر مي‌خواهي نام او را روح بگذار .آيا اين نقطه‌اي است از ما؟ بله.به مركز آسمان و زمين مي‌رود و سپس از آسمانهاي غيب روي خودت و خلق خدا سايه مي اندازد.
 

۱۳۹۱ مرداد ۱۹, پنجشنبه

اسلام در دست دکترها و مهندس های اسلام شناس و طلبه های قلابی

در این شبها فرصتی دست داد که پس از سالها برای اولین بار بتوانم بدور از هیاهو و جمعیت کمی با خود و خدای خود خلوت کنم و چقدر زیبا بود این لحظات که سالها از آن بی بهره بودم هر چند در اسلام مکررا بر جماعت تاکید شده ولی انصافا خلوت گزینی و معتکف شدن هم برای خودش عالمی دارد و بدون اغراق در این چهارده سال اخیر بهترین شب های ماه رمضان عمرم در اینجا بود که بوی از ریا و منیت و چشم به هم چشمی و خیلی از آفات هایی که متاسفانه امرزوه دامن گیر جماعت ما ایرانی ها شده نداشت و از خدا خواستم که مرا دوباره به جماعت برنگرداند و این حال خوش را از ما دریغ نکند.
از اینکه این همه سال پیش نماز بوده ام احساس گناه می کنم چرا باید این مسئولیت سنگین را بپذیرم و در حالی که می توانم برای خود فردا نماز بخوانم و هر گونه که لذت می برم عبادت کنم ، مردمی که به من اقتدا می کنند مسئولیت سنگینی را به دوش من می گذارند که گاه کمر شکن است وقتی دیگرانی هستند که برای پیش نماز شدن سر و دست می شکنند و در برخی از مراکز اسلامی خدا خدا می کنند آخوندی نباشد که اینها پیش نماز باشند و برای خود جایگاهی دست و پا کنند چرا ما آخوند ها اصلا دخالت کنیم ، به جهنم که مردمی که عقلشان به چشمشان است چه بلایی سر این دین  می آورند ؟ وقتی مردم اسلام  مدرن و اسلام باب میل خود را می خواهند ما چه کاره هستیم که غصه آنها را بخوریم !
مگر این مذهب صاحب ندارد خودش هم بیاید درستش کند وقتی مردم در طول سال نمازشان را خیلی هاشان نمی خوانند و آن وقت می خواهند با چند نوبت نماز خواندن در شب های قدر و ماه رمضان و محرم و... خود را به خدا نزدیک کنند و از آن طرف هم مداحان ضد خدا و ضد قرآن و اهل بیت و بی سواد هم می گویند اگر امشب شب قدر توبه کنید و یک قطره اشک برای سیدالشهداء و حضرت علی (ع) بریزید یک راست می روید بهشت نتیجه این گونه اسلام می شود اسلام این روزهای ما ، یعنی شما بعد از این مجلس بیرون رفتید بروید هر کاری دلتان می خواهد انجام دهید بیائید اینجا یه گریه کنید و دوتا سینه بزنید گناهاتون پاک میشه ؟ !!!
این خدایی که این مداحان بی دین و بی سواد می گویند چقدر خدای بی خودی هست مطمئنا خدای آنها با خدای اسلام واقعی متفاوت است خدای ما در قرآن ترک واجبات را حرام دانسته و موکدا دستور به نماز داده و بارها گفته است که توبه هر کسی مورد قبول واقع نمی شود یکی از آنها تاریک الصلاه و سست ایمانها و منافقین هستند این چرت و پرت ها را به خورد مردم می دهید از خدا بترسید فردای قیامت باید جوابگو باشید آقایان .
اسلام دین عمل گرایی ایست و عقلانی ، کسی منکر گریه کردن بر مصائب اهل بیت (ع) نیست ولی این به این مفهوم و مجوزی برای ما نیست که برویم هر کاری دوست داریم انجام بدهیم و بعد با دو قطره اشک کارمان درست شود .
قصد نداشتم دیگر در کار این جماعت متملق و ریاکار و دنبال نام برخی از افراد به اصطلاح مومن و جیره خوار ورود پیدا کنم و چیزی بنویسم ولی چه کنم دست از سرمان بر نمی دارند تماس می گیرند و مطالبی را بیان می کنند که شرم آور است نمی شود از کنار آن گذشت ، عاقبت و خروجی سلسله درس های " اسلام و مدرنیته " مکلاهایی که خودشان را دکتر و مهندس می نامند چیزی جزء این نیست ، عاقبت خیانت ها و سوء استفاده روحانی بدنامی که به اسم دین و مذهب مردم ساده و مومن را سرکیسه کرد و رفت جزء این نیست که یک بهائی زاده پیش نماز عدهّ ای از شیعه ها شود .
برخی از کسانی که چند وقت پیش من را به جرم یک دیدگاه سیاسی ملامت می کردند و برای آن آقای دکتر که می خواست اسلام و مدرنیته را به آنها یاد بدهد یقه می دریدند امروز کجا رفته اند که دست گل های این دکترشان که ادعا هم می کند در حوزه درس خوانده است باید در آن حوزه علمیه ای که ایشان آنجا درس خوانده است را گِل بگیرند که برای خود فتواهای صد تا یک من غاز صادر می کند و مسلمات و قطعیات دین را فدای خوشایند چند نفر و چند صبا تریبون داشتن می کنند و دم می زنند که ما مقلد آقای سیستانی هستیم که بعید می دانم ایشان از این افتضاحات این افراد خبر داشته باشد لااقل به فرمایش سیدالشهدا (ع) دین ندارید آزاده باشید و اسم این مرجع بزرگ و عزیز را بیش از این با رفتارهای زشت خراب و لکه دار نکنید شما اگر واقعا برای خدا احساس تکلیف کرده اید اگر راست می گوئید این جایگاه پیامبر (ص) را رها کنید صاحب این مذهب خودش می داند چه کند !! معلوم است که این کار را نمی کنید آنوقت دیگر کسی دکتر دکترتان نخواهد کرد و زنانتان پیش دیگران نمی توانند پزتان را بدهند وبگویند دکتر خیلی آدم مومن و... است .
اگر این دکتر طلبه بود و درس طلبگی خوانده عرضه دارد لباس روحانیت بپوشد و تبلیغ کند نه اینکه عافیت طلب باشد و ریشش را گاهی شش تیغ کند و بعد ادعا کنند که دکتر خودش طلبه بوده ، کدام طلبه ریشش را شش تیغ می کند و با زنهای نامحرم دست می دهد و بعد می آید و اسلام و تفسیر قرآن را درس می هد این افراد یک مشت عافیت طلب نون به نرخ روز خور هستند و عین آفتاب پرست رنگ عوض می کنند اگر آدم درستی بودند که جلوی خیلی از انحرافات را در مجالس خود می گرفتند و توی دهن متملقین خود می زدند .
به هر حال خواستم بگویم دوستان خودشان می دانند شرکت در این مجالس این طلبه قلابی و مامور امنیتی و دست نشانده که افکار بیمار خود را با تفسیر به رای کردن آیات قرآن و برخی از روایات محل اشکال است و از ثواب و صواب انسان را دور خواهد کرد کسانی که از پول بیت المال مواجب گیر هستند و با این ترفند آدم فروشی می کنند خائن به مردم و اسلام هستند و به زودی اسنادی در این زمینه دارم که در همین سایت به یاری امام زمان در رابطه با این دکتر اسلام و مدرنیته و طلبه قلابی که خیلی ها فکر می کنند آدم درستی هست منتشر خواهم کرد تا مردم متوجه شوند یک مامور و شکنجه گر در ایران چگونه خود  را در قالب دکتر و طلبه جا زده و امروز در یکی از مراکز اسلامی برای مردم درس اسلام می دهد منتظر باشید تا اسناد را به زودی منتشرکنم .
التماس دعا.


۱۳۹۱ مرداد ۱۸, چهارشنبه

بمناسبت شهادت امیرالمومنین علی (ع)






شهادت مظهر کامل عدل وعدالت امیر مومنان علی علیه السلام را به پیشگاه فرزندش، صاحب الامر، بقیة الله اعظم امام زمان حضرت مهدی ارواحنا له الفداء وعاشقان ومحبان آنحضرت تسلیت و تعزیت عرض میکنیم.

۱۳۹۱ مرداد ۱۳, جمعه

چهل حدیث شریف از امام حسن مجتبی (ع) بمانسبت تولد ایشان


در این مطلب سخنان حکمت آموز امام مجتبی علیه السلام را در موضوعات مختلف ذکر می نماییم به امید آن که از این گوهرها نهایت استفاده را در جهت کسب فضایل اخلاقی و رد رذایل اخلاقی داشته باشیم.
1- قیل له ‏علیه السلام: فما الحلم؟ قال‏علیه السلام:" كظم الغیظ و ملك ‏النفس." ( تحف ‏العقول، ص 227)
از حضرت امام حسن‏ علیه السلام پرسیده شد كه بردبارى یعنى چه؟ فرمودند: بردبارى عبارت از فرو بردن خشم و اختیار نفس را داشتن .
2- قیل له ‏علیه السلام: فما الشرف؟ قال‏علیه السلام: اصطناع العشیرة؟ و حمل الجریرة. ( تحف‏العقول، ص 227)
از حضرت پرسیده شده بزرگوارى چیست؟  فرمودند: احسان‏ به قبیله و تبار و تحمل خسارت و جرم آنها.
3- قیل له ‏علیه السلام: فما المروة؟ قال‏علیه السلام: حفظ الدین، و اعزازالنفس، و لین الكنف، و تعهد الصنیعة، و اداء الحقوق، و التحبب الى الناس. ( تحف‏العقول، ص 227)
از امام‏علیه السلام پرسیده شد كه جوانمردى یعنى چه؟ فرمودند: جوانمردى عبارت است از حراست دین، و عزت نفس، و با نرمش برخورد نمودن و بررسى عملكرد خویش، و پرداخت ‏حقوق و دوستى نمودن با مردم .
4- قیل له ‏علیه السلام: فما الكرم؟ قال‏علیه السلام: الابتداء بالعطیة قبل ‏المسئلة و اطعام الطعام فى المحل.
از امام حسن‏علیه السلام معناى كرامت و بزرگ ‏منشى را پرسیدند؟ فرمودند: بخشش پیش از خواهش و اطعام در هنگام قحطى .
5- قال امام المجتبى‏علیه السلام: اعلموا ان الله لم یخلقكم عبثا و لیس بتارككم سدى، كتب آجالكم و قسم بینكم معائشكم‏ لیعرف كل ذى لب منزلته و ان ما قدر له و ما صرف عنه‏ فلن یصیبه. ( تحف‏العقول، ص 234)
امام ‏علیه السلام فرمودند: «اى بندگان خدا» بدانید كه خداوند شما را بیهوده نیافریده است، و به حال خود رها ننموده، مدت عمرتان ‏را نوشته، و روزى شما را بینتان تقسیم نموده تا هر خردمندى‏ قدر و ارزش خود را بداند و بفهمد جز آنچه مقدر شده هرگز به‏ او نمى‏رسد.
6- قال الامام المجتبى‏ علیه السلام: قد كفاكم مؤونة الدنیا و فرغكم ‏لعبادته و حثكم على الشكر وافترض علیكم الذكر واوصاكم بالتقوى. ( تحف‏العقول، ص 234)
امام مجتبى‏علیه السلام فرموده است: به تحقیق خداوند روزى شما را بر عهده گرفته است، و شما را براى بندگى فراغت‏ بخشیده و به‏ شكرگزارى تشویق نموده است و نماز را بر شما واجب فرموده‏ و به پرهیزكارى توصیه فرموده است.
7- قال علیه السلام: والتقوى باب كل توبة و راس كل حكمة و شرف ‏كل عمل. بالتقوى فاز من فاز من المتقین. ( تحف‏العقول، ص 234)
امام مجتبى‏علیه السلام فرموده است: پرهیزكارى در بازگشت « به ‏سوى خدا» و سر رشته هر حكمت، و شرافت هر كار است، وهر كس از پرهیزكاران به كامیابى رسید به وسیله تقوا بوده ‏است.
8- قال امام المجتبى‏علیه السلام: ما تشاور قوم الا هدوا الى ‏رشدهم .( تحف‏العقول، ص 236)
امام مجتبى‏علیه السلام فرمود: هیچ قومى مشورت نكرد مگر این كه به ‏ترقى و تكامل راه یافت.
9- قال‏علیه السلام: انه قال فى تفسیر قوله « وقفوهم انهم‏ مسئولون‏» انه لا یجاوز قدما عبد حتى یسئل عن اربع: عن‏ شبابه فیما ابلاه و عمره فیما افناه، و عن ماله من این جمعه، و فیما انفقه، و عن حبنا اهل البیت. ( بحارالانوار، ج 44، ص12)
امام حسن‏ علیه السلام: در تفسیر آیه شریفه « وقفوهم انهم ‏مسئولون‏» فرموده‏اند: به تحقیق « روز قیامت‏» هیچ بنده‏اى‏ قدم از قدم برنمى‏دارد مگر این كه نسبت ‏به چهار چیز مورد بازجویى و پرسش قرار مى‏گیرد:
الف- از جوانى‏اش كه در چه راهى مصرف نموده است.
ب- از عمرش كه در چه كارى آن را به كار گرفته است.
ج- از ثروتش كه چگونه جمع و در چه راهى مصرف نموده است.
د- از دوستى ما اهل بیت و خاندان پیامبرصلى الله علیه و آله و سلم .
10- قال‏علیه السلام: لو لم یبق لبنى امیة الا عجوز درداء، لبغت دین ‏الله عوجا و هكذا قال رسول الله ‏صلى الله علیه و آله و سلم. (بحار، ج‏44، ص 43)
جدم رسول خدا صلى الله علیه و آله و سلم فرمودند: اگر از بنى‏امیه « در روى زمین‏ احدى نماند جز پیرزن فرتوت و ناتوانى، همان یک نفر دین خدا را به ‏مسیر نادرستى خواهد كشاند.
11- قال الامام المجتبى‏علیه السلام: اعمل لدنیاك كانك تعیش ‏ابدا، واعمل لاخرتك كانك تموت غدا.( الحیاة، ج‏4، ص 62)
امام حسن‏علیه السلام فرمود: چنان براى دنیایت تلاش كن كه گویا همیشه زنده‏اى، و چنان براى آخرتت تلاش كن كه گویى فردا مرگت فرا مى‏رسد.
12- قال: كان الحسن ابن على‏علیه السلام: اذا قام الى الصلاة لبس ‏اجود ثیابه فقیل له: یابن رسول الله! لم تلبس اجود ثیابك؟! فقال‏ علیه السلام: ان الله جمیل یحب الجمال فاتجمل‏ لربى و هو یقول « خذوا زینتكم عند كل مسجد» فاحب ان‏ البس اجود ثیابى. ( الحیاة، ج‏5، ص 66)
راوى مى‏گوید: امام حسن‏علیه السلام زمانى كه نماز را برپا مى‏داشتند زیباترین لباس را مى‏پوشیدند، به حضرت عرض شد، اى پسر رسول خدا چرا به هنگام نماز اینگونه لباس مى‏پوشى؟ حضرت فرمودند: به تحقیق خدا زیبا است و زیبائى را دوست ‏مى‏دارد. پس خود را براى پروردگارم مى‏آرایم، چنانچه‏ مى‏فرماید: « به هنگام نماز و حضور در مساجد لباس زیباى‏ خود را بپوشید» پس دوست دارم كه بهترین لباسم را بپوشم.
13- قال‏علیه السلام: ان اكیس الكیس التقى، و احمق الحمق‏الفجور. (الحیاة، ج‏1، ص 203)
امام حسن‏علیه السلام فرمود: زیرك ترین زیرك ها فرد با تقوا است‏، و احمق‏ترین احمق ها شخص فاجر و فاسق است.
14- قال‏علیه السلام: كونوا اوعیة العلم و مصابیح الهدى فان ضوءالنهار بعضه اضوء من بعضها. ( كافى، ج‏1، ص 301)
امام فرمودند: جایگاه هاى دانش و چراغ هاى درخشان هدایت ‏باشید زیرا روشنى روز بعضى از بعضى دیگرش بیشتر است.
15- قال الحسن بن على‏علیه السلام: تاتى علماء شیعتنا القوامون ‏بضعفاء محبینا و اهل ولایتنا یوم القیامة، والانوار تستطع ‏من تیجانهم. ( محجة البیضاء، ج‏1، ص 33)
امام حسن‏علیه السلام فرموده است: از میان شیعیان ما علمایى به پا مى‏خیزند كه ایستادگى افراد ضعیف از دوستان ما و آنها كه ‏ولایت ما را پذیرا شده‏اند به واسطه آنها است و از تاجى كه بر سر دارند نور مى‏درخشد.
16- و كان الحسن‏علیه السلام: اذا افرغ من وضوئه تغیر لونه فقیل ‏له فى ذالك، فقال‏علیه السلام: حق على من اراد ان یدخل على ذى‏العرش ان یتغیر لونه.
امام حسن‏علیه السلام زمانى كه وضویش پایان مى‏پذیرفت رنگ‏ مباركش تغییر مى‏نمود. در این باره از حضرت پرسیده شده ‏«چرا رنگ شما تغییر مى‏نماید؟» فرمودند: كسى كه مى‏خواهد وارد بارگاه «خدای متعال‏» گردد سزاوار است رنگش تغییرنماید.
17- «قال نعم: استعد لسفرك و حصل زادك قبل حلول ‏اجلك. (منتهى‏الآمال، ج‏1، ص 436)
مردى از حضرت موعظه خواست، حضرت فرمودند: آماده ‏سفر آخرت ‏شو و زاد و توشه آن را پیش از رسیدن مرگ فراهم ‏نما.
18- قال امام حسن‏علیه السلام: ایها الناس انه من نصح لله و اخذ دلیلا هدى للتى هى اقوم و وفقه الله للرشاد و سدده ‏للحسنى . ( تحف‏ العقول،ص‏227)
امام حسن‏علیه السلام فرمود: هان اى مردم، به تحقیق كسى كه براى‏ خدا پند دهد و سخن خدا را راهنماى خود قرار دهد به راهى ‏پایدار رهنمون شود و خداوند او را به رشد موفق سازد.
19- قال امام المجتبى‏علیه السلام: بین الحق و الباطل اربع اصابع، ما رایت ‏بعینیك فهو الحق و قد تسمع باذنیك باطلا كثیرا.( از هر معصوم چهل حدیث، ص 105)
امام حسن‏علیه السلام فرمود: بین حق و باطل به اندازه چهار انگشت ‏فاصله است، آنچه با چشم ببینى حق است و چه بسا كه باطل‏ زیادى را با گوش بشنوى.
20- قیل له ‏علیه السلام ما الزهد؟ قال‏علیه السلام: الرغبة فى التقوى والزهادة فى الدنیا. قیل: و ما الحلم؟ قال كظم الغیظ و ملك‏النفس. قیل ما السداد؟ قال دفع المنكر بالمعروف. ( از هر معصوم چهل حدیث، ص 106)
از حضرت امام حسن مجتبى‏علیه السلام پرسیده شد زهد چیست؟ فرمودند: میل به پرهیزکارى و بى‏میلى نسبت‏ به دنیا. باز پرسیده شد كه حلم چیست؟ فرمودند: خشم را فرو بردن و مالك خود شدن. باز پرسیده شد كه سداد چیست؟ فرمودند: بدى را به وسیله خوبى برطرف نمودن.
21- قال الحسن‏علیه السلام: لبعض ولده: یا بنى لا تواخ احدا تعرف ‏موارده و مصادره فاذا استنبطت الخبرة و رضیت العشرة‏ فاخه على اقالة العثرة و المواساة فى العسرة. ( تحف‏العقول، ص 236)
امام حسن‏علیه السلام به یكى از فرزندانشان فرمودند: اى پسرم با احدى برادرى مكن تا آن كه بدانى كجاها مى‏رود و از كجاها مى‏آید، و چون از حالش خوب آگاه شدى و رفتارش را پسندیدى با او برادرى كن. به شرط این كه رفتارت بر اساس ‏چشم پوشى از لغزش و همراهى در سختى باشد.
22- قال امام حسن‏علیه السلام: ان ابصر الابصار ما نفذ فى الخیرمذهبه و اسمع الاسماع ما وعى التذكیر و انتفع به اسلم‏القلوب ما طهر من الشبهات.(از هر معصوم چهل حدیث، ص 111)
امام حسن‏علیه السلام فرمودند: همانا بیناترین چشم‏ها آن است كه در طریق خیر نفوذ كند، و شنواترین گوش‏ها آنست كه پذیرنده‏تر باشد و سالم‏ترین دل ها آن است كه از شبهه پاك باشد.
23- قال علیه السلام: لا یغش العاقل من استنصحه. ( تحف‏العقول، ص 239)
امام ‏حسن‏علیه السلام فرمودند: خردمند كسى است كه وقتى از او پند خواستند خیانت نكند.
24- قال‏علیه السلام: اذا لقى احدكم اخاه فلیقبل موضع النور من‏ جبهته. ( تحف‏العقول، ص 239)
امام حسن‏علیه السلام فرمودند: هر گاه یكى از شما برادر خود را ملاقات كند، باید كه جایگاه نور از پیشانى او را ببوسد.
25- قال امام المجتبى‏علیه السلام: هلاك الناس فى ثلاث: الكبر،الحرص، الحسد. الكبر به هلاك الدین و به لعن ابلیس. الحرص عدو النفس و به اخرج آدم من الجنة. الحسد رائدالسوء و به قتل قابیل هابیل.( از هر معصوم چهل حدیث، ص 113)
امام حسن‏علیه السلام فرمود: نابودى مردم در سه چیز است: 1- بزرگ نمائى  2- افزون‏ خواهى بسیار  3- حسد و رشك بردن.
بزرگ‏ نمائى كه به وسیله آن دین نابود مى‏گردد و به واسطه آن‏ شیطان ملعون رانده درگاه خدا شد و حرص كه به خاطر آن آدم ‏از بهشت ‏خارج شد، و رشك كه سررشته همه بدى است و به‏ واسطه آن قابیل هابیل را كشت.
26- قال امام‏المجتبى علیه السلام: اوصیكم بتقوى الله و ادامة التفكر،فان التفكر ابو كل خیر و امه. (از هر معصوم چهل حدیث، ص‏114)
امام حسن‏علیه السلام فرمود: شما را به پرهیزکارى و ترس از خدا و ادامه تفكر و اندیشه سفارش مى‏كنم زیرا تفكر و اندیشه ‏سرچشمه همه خوبی ها است.
27- قال امام المجتبى‏علیه السلام: غسل الیدین قبل الطعام ینفى ‏الفقر و بعده ینفى الهم. ( از هر معصوم چهل حدیث، ص 114)
امام حسن‏علیه السلام فرمود: شستن دست ها پیش از غذا فقر رامى‏زداید و بعد از آن اندوه را برطرف مى‏سازد.
28- قال‏علیه السلام: صاحب الناس بمثل ما تحب ان یصاحبوك. ( از هر معصوم چهل حدیث، ص 114)
امام حسن مجتبى‏علیه السلام فرمود: چنان با مردم رفتار نما كه ‏دوست دارى با تو رفتار كنند.
29- قال‏علیه السلام: لاادب لمن لاعقل له ولا مروة لمن لاهمة له‏ و لاحیاء لمن لا دین له. ( از هر معصوم چهل حدیث، ص 115)
كسى كه عقل ندارد ادب ندارد، و كسى كه همت ندارد جوانمردى ندارد و كسى كه حیا ندارد دین ندارد.
30- قال امام المجتبى علیه السلام: علم الناس علمك و تعلم علم‏ غیرك. (از هر معصوم چهل حدیث ، ص 116)
امام حسن‏علیه السلام فرمود: دانشت را به مردم بیاموز، و خود نیز دانش دیگران را فراگیر.
31- قال‏علیه السلام: لا غنى اكبر من العقل ولا فقر مثل الجهل ولا وحشة اشد من العجب ولا عیش الذ من حسن الخلق. ( از هر معصوم چهل حدیث، ص 116)
امام حسن مجتبى‏علیه السلام فرمود: هیچ بى‏نیازى برتر از عقل نیست ‏و هیچ نیازمندى هم مثل نادانى نیست و هیچ وحشتى بدتر از خودپسندى‏ نیست، و هیچ‏ عیشى‏ لذت ‏بخش ترازاخلاق ‏نیكو نیست.
32- قال‏علیه السلام: قیدوا العلم بالكتاب.
امام حسن‏علیه السلام فرمود: علم را با نوشتن مهار كنید.
33- قال‏علیه السلام: من بدء بالكلام قبل السلام فلا تجیبوه.( چهل حدیث از هر معصوم، ص 117)
امام ‏حسن‏علیه السلام ‏فرمود:هركس ‏قبل ‏از سلام ‏سخن‏ گفت‏ جوابش‏ را ندهید.
34- تعلموا العلم فان لم تستطیعوا حفظه فاكتبوه و ضعوه ‏فى بیوتكم. (از هر معصوم چهل‏حدیث، ص 118)
دانش را فراگیرید و اگر توان حفظش را ندارید بنویسید و در خانه‏هایتان نگهدارى نمائید .
35- قال‏علیه السلام: الشروع بالمعروف و الاعطاء قبل السؤال من‏ اكبر السؤدد. ( از هر معصوم چهل حدیث، ص 117)
امام حسن‏علیه السلام فرمود: آغاز نمودن به بذل و بخشش پیش از درخواست و تقاضا، از بزرگترین شرافت و بزرگى است.
36- قال‏علیه السلام: من عبد الله، عبد الله له كل شى‏ء. ( از هر معصوم چهل حدیث، ص 118)
امام حسن‏علیه السلام فرمود: كسى ‏كه خدا را بندگى نماید، خداوند هم‏ همه چیز را فرمانبردار او گرداند.
37- قال‏علیه السلام: انا الضامن لمن لم یهجس فى قلبه الا الرضا ان یدعوالله فیستجاب له. ( از هر معصوم چهل حدیث، ص 118)

امام حسن‏علیه السلام فرمود: كسى كه در دلش جز خشنودى خدا خطور نكند، چون دعا كند؛ من ضامنم كه دعایش مستجاب گردد.

38- قیل له فما النجدة؟ قال‏علیه السلام: الذب عن الجار و الصبر فى المواطن و الاقدام عند الكریهة. ( تحف‏العقول، ص 227)
از حضرت امام مجتبى‏علیه السلام پرسیده شد نیرومندى چیست؟ فرمودند: دفاع از پناهنده، و پایدارى در نبرد، و ایستادگى‏ هنگام ‏سختى.
39- قیل له فما الفقر؟ قال‏علیه السلام: شره النفس الى كل ‏شى‏ء. ( تحف‏العقول، ص 228)
از حضرت‏ پرسیده‏ شد فقر چیست؟ فرمودند: آزمندى به هر چیزى.
40- قیل ‏له:فما الغنى؟ قال‏علیه السلام: رضاالنفس بما قسم ‏لها و ان‏ قل. ( تحف‏العقول، ص 228)
از امام مجتبى معناى غنا پرسیده شد، فرمود: خشنود بودن ‏انسان به مقدارى كه خدا روزى او نموده هر چند كم باشد.
التماس دعا 

۱۳۹۱ مرداد ۱۱, چهارشنبه

آشنایی با بزرگ ترین معجره قرن


  • نگار من که به مکتب نرفت و خط ننوشت...
  • حدود یک صدسال پیش در ساروق که آن روزها از روستاهای بزرگ اراک بود، واقعه‌ای در اعماق خاموشی روی داد که دنیا را تکان داد، در آن واقعه عظیم جوانی به نام محمد کاظم کریمی که جوانی 27ساله بود درس و مکتب نرفته ، به یک باره حافظ کل قرآن شد. 

  • واقعه حافظ قرآن شد محمد کاظم کریمی مدتها از سوی او مخفی ماند اما به مرور برملاشد و در دیدار با بزرگان دین در قم این راز جهانی و اثبات شد.
  • او تنها فرد عادی در جهان است که قرآن را به این کیفیت حافظ شده است.
  • تایید معجزه بودن کربلایی کاظم توسط مجتهدین
  • کیفیت حافظ شدن وی به گونه ای بود که وی آیات قرآن را نورانی می دید و از میان جملاتی و نوشته هایی که پیش روی وی می گذاشتند او آیات قرآن را نورانی و سبز می دیده و از حفظ می خواند.البته سایر خطوط در نظر او تاریک بودند. 
  • محمد کاظم کریمی که بعدها به کربلایی کاظم ساروقی شهرت یافت دیدارهایی با مجتهدین داشت.
  • آیت الله سید احمد زنجانی، آیة الله سیدعبدالله شیرازی، آیة الله مرعشی نجفی و آیة الله مکارم شیرازی از جمله این بزرگان بودند که به معجزه بودن وی صحه گذاشتند.
  • کربلایی کاظم همچنین در سفرهایی که به شهرهای مختلف داشت با علمای مختلفی برخورد می‌کند و آزمایشهای متعددی از او گرفته می‌شود و همین امر تأییدات افراد مختلفی را به همراه دارد. از جمله آیات عظام بروجردی، سید احمد خوانساری، سید صدرالدین صدر، سید محمدهادی میلانی، دستغیب، علامه طباطبایی، مکارم شیرازی و دیگران. 
  • دست نوشته‌هایی از آیات عظام سید شهاب‌الدین مرعشی نجفی، عبدالله شیرازی، سید احمد زنجانی، مکارم شیرازی در تایید حافظ قرآن بودن کربلایی کاظم همراه با اشاره‌هایی به ویژگیهای خارق العاده او وجود دارد. همچنین آیت الله دستغیب در کتاب داستانهای شگفت این ماجرا را نقل کرده‌است.

کربلایی کاظم: سه عامل توجه خدا به من
کربلایی کاظم خود بر این عقیده بوده که سه عامل باعث توجه خداوند به وی بوده است. 
او این چنین می‌گوید: من سه چیز را رعایت می‌کردم که شاید به خاطر همین سه چیز مورد لطف خداوند قرار گرفتم:1- این که هرگز لقمه حرام نخوردم، 2- هرگز نماز شبم ترک نشد و 3- پرداخت خمس و زکاتم را هرگز قطع نکردم.


واقعه چه بود؟
در کتب مربوط به کربلایی کاظم چنین آمده است: کربلایی نمازهایش را در امامزاده 72 تن می خوانده است، روزتابستانی در بین راه به امامزاده‌ای می‌رود و فاتحه‌ای می‌خواند وقتی بیرون می‌آید تا به خانه برگردد ناگهان دو سید عرب نورانی و بسیار خوش سیما با لباس‌های عربی و عمامه سبز نزد او می‌آیند و به او می‌گویند؛ محمدکاظم بیا با هم در امامزاده برای بچه‌های پیغمبر فاتحه‌ای بخوانیم.
یکی از آن آقایان به محمدکاظم می‌گوید: محمد کاظم کتیبه‌های سقف امام زاده را بخوان! ایشان به سقف نگاه می‌کند و خط هایی به صورت نور برجسته را می‌بیند که قبلاً نبوده بعد می‌گوید: آقا من سواد ندارم، مکتب نرفته‌ام، چطور بخوانم.
آن آقا دوباره تکرار می‌کند که بخوان! بعد می‌گوید: ما می‌خوانیم تو هم بخوان و در حالی که با دست به سینه وی می‌کشد شروع می‌کنند به خواندن 6 آیه از سوره اعراف از آیه 54 تا 59: "بسم الله الرحمن الرحیم، ان ربکم الله الذی خلق السموات و الارض فی سته ایام ثم استوی علی العرش یغشی اللیل النهار یطلبه حثیثا والشمس و القمر و النجوم مسخرات بامره، الاله الخلق و الامر تبارک الله رب العالمین..."  کربلایی کاظم آن آیه را با چند آیه پس از آن همراه با آن سید می‌خواند و آن سید همچنان دست به سینه او می‌کشد تا می‌رسند به آیه 59 "انی اخاف علیکم عذاب یوم العظیم."
کربلایی کاظم بعد از خواندن آن آیات سرش را برمی‌گرداند تا با آن آقا حرفی بزند اما کسی را آنجا نمی‌بیند بعد با خودش می‌گوید که آنها یا امام بوده‌اند یا فرشته؟ اسم مرا از کجا می‌دانستند؟ آنها غریب بوده‌اند؟ آنها قرآن را در سینه من گذاشتند و رفتند و سپس بی‌هوش می‌شود.


کربلایی کاظم در سال 1300 هجری قمری در روستای ساروق اراک به دنیا آمد، او کشاورز بود و زکات خود حتی بیش از آنکه باید باشد، پرداخت می کرد. 27 ساله بود که به یکباره پس از دیدن خوابی در امامزادگان ‪  72تن ساروق حافظ قرآن شد.
به گفته محققان او تنها بی سوادی است که در طول تاریخ اسلام از میان مردم حافظ کل قرآن شد. سادگی و بی آلایشی کربلایی کاظم را در چهره فرزند ارشد او که اکنون فردی سالخورده است نیز می توان دید.
ویژگیهای منحصر به فرد قرآن خوانی کربلایی کاظم
از جمله ویژگی‌هایی که گفته می شود در آزمایش‌های مختلف از کربلایی کاظم مشاهده شد می توان به چند مورد جالب اشاره کرد.
بازگویی شماره و مکان قرآن با خواندن آیه، تشخیص عبارات قرآن در میان کتابهای عربی و فارسی با دست خط های یکنواخت، باز کردن قرآن و نشان دادن مکان آیه تقریباً بدون ورق زدن با هر چاپ قرآنی، جستجوی عبارتها و کلمات در قرآن و تعداد و مکان تکرار هر کدام، بیان کردن تعداد حروف سوره‌ها و اطلاعاتی در مورد تکرار حرفها از جمله این موارد است.


وی می گفت: "وقتی می‌خواهم لقمه شبهه‌ناکی بخورم احساس سیری به من دست می‌دهد. وی می‌گفت: "روی سینه‌ام نوری را می‌بینم که به محض مواجه شدن با لقمه حرام آن نور به تیرگی گرایش پیدا می‌کند و اگر لقمه حرامی بخورم بالا می‌آورم." 
لقمه حلال اصلی است که اگر در بین مردم رعایت شود جامعه را الهی می کند و آن زمان کربلایی کاظم رعایت می کرد.
وفات کربلایی کاظم
وی 20 روز قبل از فوتش در ساروق درباره مسئله فوت و دفن خود با فرزندانش صحبت کرد. وی گفت من همین روزها فوت خواهم کرد. وقتی مُردم جنازه‌ام را به قم منتقل کنید و در آنجا به خاک بسپارید.
وی کمی درنگ کرد و گفت خب اگر من اینجا بمیرم شما برای انتقال جنازه‌ام به قم دچار مشکل می‌شوید، من می‌روم قم،  پس فردای آن روز به قم رفت و 20 روز بعد در آنجا فوت کرد و در قبرستان نو به خاک سپرده شد.
و بالاخره حاج کربلایی کاظم ساروقی اراکی در سال 1378 در سال 78 سالگی به رحمت خداوند پیوست.



۱۳۹۱ مرداد ۱۰, سه‌شنبه

روایتی از ثواب قرائت قرآن در ماه مبارک رمضان

از امام هشتم (علیه السلام ) روایت شده كه فرموده اند :

"الحسنات فى شهر رمضان مقبولة ، والسیئات فیه مغفورة ، من قرا فى شهر رمضان آیة من كتاب الله عزوجل كان كمن ختم القرآن فى غیره من الشهور، و من ضحك... ." (بحارالانوار، ج 96، ص 340 - 341)

((نیكى ها در ماه رمضان پذیرفته ، و بدیها در آن آمرزیده است ، كسى كه در ماه رمضان آیه اى از كتاب خداوند بخواند همانند كسى است كه در ماههاى دیگر قرآن را ختم كرده

و كسى كه در این ماه در روى برادر ایمانى خود بخندد (و او را خوشحال كند) در روز قیامت او را دیدار نكند جز آنكه در روى او بخندد (و او را خوشحال كند)

و به بهشت مژده اش دهد، و كسى كه در این ماه به مؤمنى كمك می كند، خداى تعالى در هنگام عبور بر صراط كمكش كند در آن روزى كه گام‌ها بلغزد

و كسى كه خشمش را در این ماه نگهدارد خداوند خشمش را در روز قیامت از او باز دارد.

و كسى كه درمانده اندوهگینى را دستگیرى و نجات دهد، خداوند در روز قیامت او را از هراس بزرگ آن روز در امان دارد

و كسى كه ستمدیده اى را در این ماه یارى كند، خدایش در دنیا بر دشمنانش یارى دهد و در روز قیامت نیز هنگام حساب و در كنار میزان یاریش كند.

ماه رمضان ماه بركت ، ماه رحمت ، ماه مغفرت ، ماه توبه و ماه انابه و بازگشت به درگاه الهى است ، كسى كه در ماه رمضان آمرزیده نشود در چه ماهى مى خواهد آمرزیده شود؟ از خدا بخواهید در این ماه روزه تان را بپذیرد، و آخرین سال عمر شما قرار ندهد، و توفیق اطاعت خود را به شما دهد، و از نافرمانیش شما را نگهدارد، كه براستى خداوند بهترین كسى است كه از او درخواست كنند.))