حدیث روز :

پیامبراکرم (ص) می فرمایند:
« من احبّ فاطمة ابنتی فهو فی الجنة معی و من ابغضها فهو فی النار »
هرکسی فاطمه (س) دخترم را دوست بدارد در بهشت با من است و هرکس با او دشمنی ورزد در آتش جهنم است . ( بحارالانوار ج47 ص 116)

۱۳۹۱ فروردین ۳۱, پنجشنبه

پاسخ به برخی شبهات در باره شهادت حضرت زهرا (س)

چند نفر از دوستان شبهه ای داشتند که آیا واقعا داستان شهادت حضرت زهرا(س) آنگونه که ما می گوییم بوده یا اینکه بیش از اندازه ما شعییان در این باره غلو می کنیم و برخی شبهاتی داشتند که لازم دیدم که باید در این ایام که مصادف است با شهادت حضرت صدیقه طاهره (سلام الله علیها ) به این شبهات پاسخی بگوییم علی الخصوص که برخی از برادران اهل سنت تند رو و متعصب در عربستان سعودی در شهر مکه و مدینه اقدام به چاپ کتابی کرده اند به زبان فارسی که یکی از دوستان که تازه از حج عمره برگشته بود در اسکایپ با ایشان صحبت می کردم این کتاب را آورده بود ایران که چند صفحه از آنرا را خواند که واقعا جای تاسف داشت که به مقدسات شیعه با این وضع آن هم در سطح رسمی توهین شده بود بخصوص در مورد شهادت حضرت فاطمه زهرا (س) شیعه را متهم کرده بودند به دروغ گویی و غلو و اینکه شهادت حضرت افسانه بوده و...و... که باعث نارحتی ام شد ولی ما نمی خواهیم همانند آنان با اهانت و توهین و تخریب سخن بگوییم بلکه جهت رفع هر گونه شبهه ای و پاسخ به این اهانت ها و تهمت ها با منطق و براساس کتب تاریخی خود اهل سنت ، نه شیعه ، به شبهات آنان پاسخ می دهیم تا اثبات شود که وقتی بزرگان و اعاظم ایشان یعنی اهل سنت در کتب معتبر تاریخی خود به این حقایق اعتراف کرده اند چگونه می خواهند این اعترافات را توجیه کنند ؟
بگذریم متن زیر که از نظر دوستان می گذرد بر اساس تحقیق موسسه تحقیقاتی حضرت ولی عصر (عج ) بوده که به برخی از این شبهات پاسخ داده است که عینا حقیر ، این مطالب را در این وبلاگ منتشر می کنم تا علاقمندان اگر شبهه ای دارند برطرف گردد و اگر شبهات دیگری خارج از این مطالب بود در بخش نظرات و یا ایمیل وبلاگ قرار دهند در اولین فرصت پاسخ آنان داده خواهد شد . این مباحث علمی می باشد و لذا به هیچ عنوان تخریب و یا نفی هیچ مذهب و شخصی نیست بلکه استدلال بر اساس مباحث تاریخی مورد قبول اهل سنت می باشد .




1. چرا حضرت علي (ع) در آن صحنه هيچ واكنشي از خود نشان نداد ؟

اولا:  امام علي (ع) در قدم نخست از خود واكنش نشان داد ؛ چنانچه آلوسي مفسر مشهور اهل سنت در اين باره مي‌نويسد :
عمر با غلاف شمشير به پهلوي مبارک فاطمه و با تازيانه به بازوي حضرت زد . فاطمه ،  صدا زد : « يا ابتاه » علي (ع) ناگهان از جا برخاست وگريبان عمر را گرفت و بر زمين زد و بر بيني و گردنش کوبيد.
تفسير آلوسي :3/124 .
نقل اين قضيه توسط آلوسي به هر نيتي كه باشد ، نشانگر اين است كه واكنش علي (ع) در منابع معتبر شيعه در قرن اول و دوم  شيعه  وجود داشته است .
ثانياً: برفرض اين كه واكنشي نشان نداده است ، به همان دليلي بوده كه پيامبر اسلام (ص)  در مكه مكرمه ، در قبال، شكنجه صحابه و حتي قتل سميه مادر عمار ياسر واكنش نشان نداد.
ثالثاً:  وقتي ياران رسول خدا به خانه عثمان ريختند و متعرض همسر او شده و حتي دست او را با شمشير قطع كردند ،  عثمان هيچ واكنشي از خود نشان نداد .

2 . چرا بعد از شهادت همسر خود فاطمة الزهراء عليها السلام ، انتقام او را نگرفت يا به فكر انتقام نبود ؟

اولاً: به همان دليلي كه پيامبر اسلام (ص) از كساني كه قصد ترور آن حضرت را داشتند  انتقام نگرفت.  با اين كه طبق نقل صحيح مسلم (ج 8 ص 123) «اثنى عشر منهم حرب لله ولرسوله في الحياة الدنيا ويوم يقوم الاشهاد»  دوازده نفر آنان محارب خدا و پيامبر در دنيا وآخرت بودند، پيامبر گرامي (ص) در پاسخ حذيفه و عمار كه تقاضاي قتل تروريستها را كردند، فرمود: به صلاح نيست كه شايع كنند كه پيامبر اصحاب خود را  به جرم تروريست بودن مي كشد. «أكره أن يتحدّث الناس أنّ محمداً يقتل أصحابه» .
تفسير ابن كثير ج 2 ص 323.
ثانياً : پيامبر اسلام بعد از فتح مكه ، از وحشي  قاتل حضرت حمزه ، انتقام نگرفت ، علي (ع)  نيز از سنت پيامبر اسلام (ص) پيروي كرد .

3 .  چرا با قاتلان دختر رسول خدا ص ميانه خوبي داشت ؟

حضرت علي (ع) نه تنها با قاتلان فاطمه (س) ميانه خوبي نداشت ؛ بلكه  در صحيح‌ بخاري آمده كه  حضرت علي دوست نداشت چهره عمر را ببيند
كَرَاهِيَةً لِمَحْضَرِ عُمَرَ .
و همچنين ابوبكر را استبدادگر مي دانست : وَلَكِنَّكَ اسْتَبْدَدْتَ عَلَيْنَا بِالأَمْرِ
صحيح بخاري: 5/82 ، ح4240 .
 
4 . چرا همواره از عمر تعريف و تمجيد مي‌كرد ؟

اولاً : آن چه كه  به حضرت علي  (ع) نسبت مي دهند كه در در خطبه 228 نهج البلاغه از عمر تعريف كرده درست نيست و نامي از عمر در خطبه نيست ، بلكه صبحي صالح ، از علماي اهل سنت مي‌گويد مراد يكي از اصحاب حضرت علي (ع) است .
نهج البلاغة ، صبحي صالح ، خطبه 228 ، ص 350 .
ثانيا ً: علي (ع) در خطبه سوم نهج البلاغه، عمر را مجموعه‏اى از خشونت، سختگيرى، اشتباه و پوزش طلبى مي داند
و ميگويد:
سوگند به خدا مردم در حكومت دومى، در ناراحتى و رنج مهمّى گرفتار آمده بودند، و دچار دو رويى‏ها و اعتراض‏ها شدند،و من در اين مدت طولانى محنت‏زا، و عذاب آور، چاره‏اى جز شكيبايى نداشتم.
ثالثاً :  بنا به نقل صحيح مسلم نظر امام علي (ع) در باره ابوبكر و عمر اين بود كه  آنان  دروغگو ، گناه‌كار ، حيله‌گر و خيانت‌كار بودند .
صحيح مسلم : ج 5 ص 52 ح 4468.

5 . چرا حضرت علي حتي در ايام خلافت و حكومت خود هيچ‌گاه از شهادت همسر خود توسط عمر يادي نكرد ؟

اولاً: در خطبه 203  نهج البلاغه آمده كه علي (ع) به هنگام دفن حضرت زهرا  (س) فرمود:
أَمَّا حُزْنِي فَسَرْمَدٌ وَ أَمَّا لَيْلِي فَمُسَهَّدٌ
از اين پس اندوه من جاودانه، و شبهايم، شب زنده دارى است، تا آن روز كه نزد خدا  بروم .

ثانياً:  علي (ع) در دوران حكومتش نزد سليم بن قيس از شهادت حضرت زهرا ياد كرد و فرمود:
فاطمه (س) از دنيا رفت در حالى كه اثر تازيانه در بازويش مانند بازوبند باقى مانده بود.
كتاب سليم بن قيس ، ص674 .

ثالثاً:  ابن عباس مي‌گويد:علي (ع) در جنگ صفين از  كتابى كه به املاي پيامبرو به خط خودش بود برايم خواند كه  چگونه حضرت زهرا عليها السّلام شهيد مى‏شود
كتاب سليم بن قيس الهلالي ، ص915 .

6. چرا حضرت علي (ع) سه تن از فرزندان خويش را به نام‌هاي ابوبكر ، عمر ، عثمان نامگذاري كرد ؟

اولاً : اين نام‌ها آن زمان مرسوم بود،  ابن حجر عسقلاني در الإصابة نام 21 نفر از صحابه را مي‌آورد كه اسم آن‌ها عمر و 26 نفر عثمان و سه نفر ابوبكر بوده .

ثانياً :  نام برخي از اصحاب ائمه (ع) ، يزيد بن حاتم ، يزيد بن عبد الملك ، يزيد بن عمر بن طلحه و ... . آيا آن‌ها به خاطر علاقه به يزيد بن معاويه ، بود؟ .

ثالثاً : ابوبكر كه كنيه يكي از فرزندان  علي (ع) هست ، نام او محمد بوده.
التنبيه والاشراف ص 297، الارشاد ج 1 ص 354 .
و حضرت به خاطر علاقه خود به عثمان بن مظعون ، نام فرزندش را عثمان گذاشت.
مقاتل الطالبيين ، ص 55 و تقريب المعارف ، ص 294. 
و عمر بن الخطاب به دليل  خشونت ذاتي كه داشته ، نام فرزند علي (ع) را همنام خود قرار داد
وكان عمر بن الخطاب سمّى عمر بن عليّ بإسمه .
أنساب الأشراف ج 1 ص 192، تهذيب التهذيب ج 7 ص 427.
هم چنين نام تعدادي از مسلمانان را نيز تغيير ‌داد.
اسدالغابة ج 3 ص 284، طبقات ج 6 ص 76 ، الاصابة ج 5 ص472.

رابعاً : اگر نامگذاري نشانه روابط خوب هست ، چرا خلفاء هيچ کدام از فرزندان خود را  علي  وحسن و حسين (ع)  نامگذاري نكردند.

7. راستي چرا حضرت علي دختر خود به نام ام كلثوم را از همان همسر شهيدش بدنيا آمده بود ، به نكاح قاتل همسر خود درآورد ؟

اولاَ: وقتي علي (ع)  از دادن دخترش به عمر مخالفت كرد، عمر به  عباس عموي پيامبر گفت اگر علي به من دختر ندهد دو نفر را وادار مي كنم كه به دروغ شهادت دهند كه علي دزدي كرده و دستش را قطع مي كنم.
كافي ، ج 5 ، ص 346 .

ثانياً: هيثمي  از علماي بزرگ اهل سنت نوشته اشت: در برابر اعتراض عقيل به اين ازدواج ، علي (ع) خطاب به عباس  فرمود:
درة عمر أحرجته الي ماتري
خشونت عمر باعث اين كاري كه مي بيني گرديد.
مجمع الزوائد ج 4 ص 272، معجم كبير ج 3ص45.

ثالثاً: علماي اهل سنت نوشته اند:
عمر بن خطاب قبل از ازدواج با ام كلثوم ، ساق پايش را لمس مي‌كند و او را در بغل گرفت و بوسيد. وام كلثوم از اين كار زشت، عصباني شد و به وي گفت: اگر تو خليفه نبودي، دماغت را مي شكستم، چشمت را كور مي كردم
الاصابه، ابن حجر: 8/464 و سير أعلام النبلاء، ذهبي:3/501. تاريخ بغداد، الخطيب البغدادي، ج 6، ص 180.

اگر اين قضيه صحت داشته باشد، بايد طرفداران خليفه پاسخ دهند كه آيا درست است كه حاكم اسلامي كه بايد حافظ ناموس ملت باشد، خود با ناموس مردم اين چنين كند؟
سبط ابن جوزي از علماي اهل سنت مي گويد:
وهذا قبيح والله، ثمّ بإجماع المسلمين لايجوز لمس الأجنبيّة فكيف ينسب عمر إلى هذا ؟
به خدا سوگند اين كاري كه از عمر نقل مي كنند، قبيح است  دست زدن به دختر نامحرم حرام است ...
تذكرة خواص الأمة : 321.

8 . چرا حضرت امام حسن و امام حسين (ع) مادام العمر از شهادت مادرشان توسط عمر يادي نكردند؟ در هيچ يك از منابع شيعه و سني در اين باره مطلبي وجود ندارد .
اولاً:‌ امام حسن (ع) در مناظره‌اي كه با معاوية و دار ودسته وي داشت ، خطاب به مغيرة بن شعبة فرمود:
تو همان هستى كه فاطمه دخت گرامى رسول خدا (ص) را كتك زدى ؛ تا آنجا كه خون آلود شد و فرزندي كه در رحم داشت سقط كرد.
احتجاج طبرسي ، ج1، ص 278.

ثانياً: امام حسين (ع) نقل مي كند كه  امام علي (ع) در هنگام دفن فاطمه زهرا سلام الله عليها فرمود :
بر اين مصيبت بزرگ همچون مادرى كه  فرزند از دست داده مى‏ناليدم . يا رسول الله ! در محضر خداوند دخترت مخفيانه به خاك سپرده شد، حقّش را به زور گرفتند ، و آشكارا از ارث خود محروم گشت، و حال آن كه هنوز از رحلت تو ديرى نپائيده و ياد تو فراموش نگشته است .
الكافي ج 1 ص 458 و الأمالي ، المفيد - ص 282 .

ثالثاً: آيا در عصري كه عمر بن خطاب به بهانه جلوگيري از گريه بر ميت تازه گذشته ، شبانه و بدون اجازه وارد خانه مردم مي‌شود و زن‌ها را كتك زده و حجاب از سر آن‌ها بر مي‌دارد ، مي‌توان مجلس عزاداري برپا كرد؟
المصنف ، عبد الرزاق ج 3 ، ص 557 .

 9 . چرا مردم مدينه در قبال قتل دختر پيامبر ص سكوت كرده و هيچ اقدامي نكردند؟

اولاً: آيا عمل مردم مدينه ملاك حقانيت است يا عمل امير المؤمنين (ع) ؟پيامبر اكرم  (ص) فقط در حق علي فرموده :
علي مع الحق والحق مع علي
علي با حق و حق با علي است .
 تاريخ بغداد:14/322 ومجمع الزوائد :7/237.

ثانياً: مگر مردم مدينه نبودند كه در برابر كشتن عثمان و تعرض به همسر او عكس العملي از خود نشان ندادند واجازه ندادند جنازه او را در قبرستان مسلمانان دفن كنند و مجبور شدند او را در قبرستان يهود دفن كنند تا  معاويه در زمان حكومتش قبرستان يهود را به قبرستان بقيع متصل ساحت.
تاريخ طبري ج 3 ص 468 و438.

10. چرا شما تا چند سال پيش از جريان شهادت بي خبر و فراموش بوديد و الآن بيادتان آمد؟ تقويم‌هاي پيش 1372 .

اولاً :  جويني از علماي اهل سنت  و استاد مورد تأييد ذهبي  از رسول اكرم (ص)  قضيه  غصب حق فاطمه زهرا و شكستن پهلوي آن حضرت  وسقط  محسن او  و شهيد نمودن آن بزرگوار را نقل مي كند.
فرائد السمطين ، ج2 ، ص34 و35 .

ثانياً :  حضرت علي (ع) به هنگام دفن فاطمه (س) فرمود:
وَ سَتُنْبِئُكَ ابْنَتُكَ بِتَظَافُرِ أُمَّتِكَ عَلَى هَضْمِهَا .
به زودى دخترت تو را آگاه خواهد ساخت كه امّت تو چگونه در ستمكارى بر او اجتماع كردند، از فاطمه عليها السّلام بپرس، و احوال اندوهناك ما را از او خبر گير، كه هنوز روزگارى سپرى نشده، و ياد تو فراموش نگشته است.
نهج البلاغه خطبه 202.

ثالثاً: در بند 8 سخن امام حسن و حسين (ع) در باره شهادت حضرت زهرا نقل شد.

رابعاً: كليني از امام كاظم (ع) نقل مي كند كه فرمود:
إِنَّ فَاطِمَةَ (عليها السلام ) صِدِّيقَةٌ شَهِيدَةٌ ...
فاطمه صديقه و شهيده بود.
كافي ج1، ص 458 .

خامساً: در طول تاريخ همه ساله ايام فاطميه،  شيعيان به مناسبت شهادت حضرت زهرا مراسم عزاداري اقامه مي كردند و بعد از انقلاب هم  اين مراسم در بيوت مراجع عظام و رهبري اقامه مي شود.

سادساً:  امام خميني (ره) روز 18 اسفند 1360 (13 جمادى الاول 1402.) فرمودند: من هم وفات و شهادت بانوى بزرگ اسلام را بر همه مسلمين و بر شما برادران عزيز ارتشى، سپاهى و بسيج و بر حضرت بقية اللَّه- ارواحنافداء- تسليت عرض مى‏كنم.
صحيفه امام/ 16/87.

سابعاً: شهرستاني ، از علماي اهل سنت مي‌نويسد :
عمر در روز بيعت به شکم فاطمه ( عليها السلام) ضربه زد که منجر به سقط شدن نوزاد وي از شکمش شد . عمر ، فرياد مي زد اين خانه را با هر که در آن است به آتش بکشيد ؛ و در خانه به جز علي و فاطمه و حسن و حسين کسي نبود » .
الملل والنحل ، شهرستاني ، ص83 .


سابعاً: ابن تيميه حراني ، قضيه هجوم به خانه فاطمه را قبول مي‌كند ولي با توجه به عنادي كه دارد به فكر توجيه آن بر مي آيد.
منهاج السنة ، ج4 ، ص220 .



اینهم سند روایت در خصوص شبهه ازدواج حضرت ام کلثوم که برخی از دوستان در بخش نظرات فرموده اند چنین روایتی در اصول کافی نیست برای همین تصویر زیر را جهت اثبات حقانیت مطلب و صحت آن منتشر می کنم .

حدیث بندگی

خداوند می فرماید:هر کس فرصت برای گرفتن وضو پیدا کند و 


وضو نگیرد به من جفا کرده ،


 وهر کس وضو بگیرد و نمازی نخواند باز هم به من جفاکرده...


و اگر نماز خواند و دعایی کرد ومن ان دعا را استجابت ننمودم 


من به او جفا کردم..(1)




________________
1- حق الیقین ، علامه مجلسی ، ص 78

۱۳۹۱ فروردین ۲۹, سه‌شنبه

غنچه ای پرپر

اللهم صل علی محمد و اهل بیته، وصلی علی البتول الطاهرة، الصدیقة المعصومة، التقیّة النقیّة، الرضیّة المرضیّة، الزکیّة الرشیدة، المظلومة المقهورة، المغصوبة حقّها الممنوعة إرثها، المکسورة ضلعها، المظلوم  بعلها، المقتول ولدها فاطمة بنت رسولک...


از گــريه عــرش، آسـمان دريا شد
يك قطره چكيد و مثل عاشورا شد
با شــال عزا مرد غـريبي مـي گفت
ايام عــــزاي مـــادرم زهــراء شــد





گفتمش نقاش را از غربت زهرا بکش
گریه کرد وبا قلم یک چادر خاکی کشید
گفتمش پس غربت زهرا کجای نقش بود
ناله کرد وزیر چادر غنچه ایی پرپر کشید


خدا لعنت کنه آن زنازاده ای را که ثلث سادات را بین در دیوار به شهادت رساند.


آی مردم بدونید مادرم زهرا (س ) را کشتند ، این جمله امام جعفر صادق (ع) بود که در ایام شهادت حضرت زهرا(س) می فرمودند و جایی دیگر می فرمایند :
« این قدر مادرم حساس بود که اگر برگی از شاخه روی گونه اش می افتاد رده کبودی آن روی صورت مادرم نقش می بست » (1)
الهی بشکندآن دستی که موی امام حسن راسفیدکردالهی بشکندآن پایی که پهلوی مادرم راشکافت .
الهی الهی بشکند دست مغیره ....


با صدای بلند بگو :


اللهم العن اول ظالم ظلم حق محمد وآل محمد علیهم السلام


_______________________


1- کشف الغمه ج 1 ص 309



تلنگری برای اینکه یادمان نرود ...

این روز ها هوا خیلی  دلگیر شده ، فرقی هم نمی کند کجای دنیا باشی . هر کجا باشی بوی یاس علی همه جا پیچیده ، شاید خیلی ها  حس بویاییشون رو از دست دادن و یا عمدا با عطرها و ادکلن های هزار رنگ و هزار بو ، اسپری کردن رو خودشون آنقدر که تو روحشون هم رسوخ کرده که بگن ما متجدد شدیم و دیگه با عطرها و بوی گل های چند صد ساله سنخیتی نداریم و مدام از اصل خویش فرار می کنند در حالی که آخر خط خیلی واضح و روشنه .
پس اونایی که هنوز عوض نشدن و احساس می کنن این روزها توی این دیار غربت بوی غریبی و ناله و آه بانوی پهلو شکسته میاد مثل آسمان ابری اینجا به یاد مظلومیت ام الانمه حضرت فاطمه طاهره ( سلام الله  علیها ) به سوگ بنشینیم و توشه ای برای روزهای تنهایی و بی کسی خودمون و خانه سوت و کور قبرمون از این روزهای بارانی اهل آسمان و زمین که همنوا شده اند بر دخت نبی بگریند ، توشه ای بچنیم باشد که فریادرس شب اول قبرمان باشد .
بد نیست یادی هم از خانه آخرتمان کنیم و من در اینجا با حدیثی از حضرت رسول اکرم (ص) تلنگری اول به خودم و دوم به دوستداران اهل بیت (ع) می زنم که یادمان نرود عاقبت خانه نشین کدام خانه خواهیم شد ، باشد که بیدار شویم . 


حضرت رسول اکرم (ص) فرمودند (1) : 
                                            اَلْقَبْرُ یُنادِی کُلُّ یَوْمٍ بِخَمْسَ کَلَماتٌ
                                       قبر در هر روز پنج کلمه را فریاد میزند


1. اَنا بَیْتُ الْوَحْدَه فَاحْمِلوا اِلیَّ اَنیساً
من خانه تنهاییم پس با خود انیس و مونسی به سوی من آورید(تلاوت قرآن)
2. اَنا بَیْتُ الْظُّلْمَه فَاحْمِلوا اِلیَّ سِراجاً
من خانه تاریکی هستم پس با خودتان چراغی به سوی من آورید.(نافله شب)
3. اَنا بَیْتُ التُرابْ فَاحْمِلوا اِلیَّ فِراشاً
من خانه خاکیی هستم پس با خودتان فرشی به سوی من بیاورید.(عمل صالح)
4. اَنا بَیْتُ الْعِقابْ فَاحْمِلوا اِلیَّ تَرْیاقاً
من خانه گزندگان هستم پس با خودتان پادزهری به سوی من بیاورید ( لااله الا الله و محمد رسول الله و علی ولی الله)
5. اَنا بَیْتُ الْفَقْرْ فَاحْمِلوا اِلیَّ کَنْزاً

من خانه فقر هستم پس با خودتان گنجی به سوی من بیاورید (صدقه)


_______________


1- نهج الفصاحه ص 438 
                        

بیانات حضرت آیت الله وحید خراسانی در رابطه با ایام فاطمیه

1- آيت الله وحيد خراساني مکرر و با تاکيد به مساله با اهميت اقامه عزا در روز شهادت و حرکت دسته هاي عزاداري توصيه فرمودند. بسيار روشن بود اصلي ترين توصيه ايشان توجه به اقامه عزا براي حضرت زهرا سلام الله عليها به صورت دسته جات عزاداري در روز شهادت بود .

2- معظم له در پاسخ به سوالي درباره آغاز و پايان ايام فاطميه بيان فرمودند که از روز 13 جمادي الاول شروع مي شود تا روز 3 جمادي الثاني که تعطيل است و اوج سوگواري در آن روز است که توجه به آن روز سيره بزرگان از فقهايي همچون ميرزاي ناييني و مرحوم آخوند خراساني بوده است.

3- ايشان در ادامه نکته دقيق و ظريفي در تفسير " بضعة مني" فرمودند که "پاره تن" از اغلاط است.بضعه در اين جا يعني پاره اي از وجود عقل کل و کل عقل. يعني پاره اي از علم او، پاره اي از نور و مقام او، پاره اي از عصمت و قدسيّت او و بالاخره پاره اي از عقل کل و کلّ عقل.

همچنين فرمودند در روز قيامت که يوم الحسره و روز افسوس و پشيماني است، همه آنها که مسيري جز مسير اهل بيت را برگزيدند، انگشت ندامت خواهند گزيد و آرزو مي کنند که اي کاش از مدت عمر خود براي خدمت به آستان ائمه طاهرين به خصوص مادر مظلومه شان بهره مي بردند.

4- معظم له با توجه به نقش هويتي مناسبت ها ، کنار محرم و صفر به اقامه عزا در 3 روز مهم در طول سال تاکيد داشتند:شهادت حضرت صديقه ، شهادت حضرت امير و شهادت حضرت صادق عليهم السلام .


اما در پايان اين ديدار صميمانه 2 توصيه براي عموم مردم بيان فرمودند:

**اول: تلاوت روزانه سوره ياسين و هديه کردن ثواب آن به حضرت فاطمه زهرا(سلام الله عليها) .

** دوم: آغاز ختم قرآن به صورت روزانه به هر ميزان که ميسر است و هديه کردن آن به امام عصر عليه السلام . که بر اساس حديث صحيح و معتبري بشارت داده شده که کسي که چنين هديه اي به امام زمان عليه السلام مي دهد (و هو معه)يعني به مقام معيت با آن بزرگوار مي رسد .

در پايان آيت الله وحيد از همگان خواستند تا با بزرگداشت اين ايام حزن و ماتم ، زمينه جلب عنايات حضرت بقية الله به کشور را فراهم آورند .

پیراهن مشکی عزای فاطمه (س)



آنکه می گويد چرا مشکی به تن پوشيده ايد؟

می زند طعنه، چرا دائم به حال گريه ايد!

گو؛ دهانت را ببندد، ای بی حيای بی خرد

قلب تو پر گشته از حب آن ثانی، داری حسد؟

مادر ما را، ز کينه در جوانی کشته اند

کافران هم پهلو و هم بازویش بشکسته اند

کوری چشمت عزاداريم و بر لب زمزمه

اف بر هر کس که منکر شد عزای فاطمه



دوستداران و عاشقان فاطمه 
برای تسلی دل فرزند زهرا (س) و کوری چشم دشمنان فاطمه  در ایام فاطمیه لباس 
مشکی بر تن می کنیم .

۱۳۹۱ فروردین ۲۸, دوشنبه

التقاط سم مهلک مذهب تشییع در طول تارخ

در طول تاریخ اسلام همواره التقاط یکی از مهلک ترین ضربات را به پیکره اسلام وارد آورده است ، که در مذهب تشییع اثرات آن بسیار مهلک تر بوده است .


پیدایش و ظهور فرقه های جدید با عناوین مختلف حاصل تفکرات التقاطی و تفسیر به رای هایی بوده است که همواره به دلیل عدم شناخت کافی و یا عدم علم کافی در مورد اسلام و ماهیت اصلی شیعه به وجود آمده است . شاید بتوان به ضرس قاطع گفت اولین التقاط بعد از رحلت پیامبر اکرم (ص) به وجود آمد و بحث سقیفه یکی از محصولات حاصل از التقاط برخی افراد فرصت طلب بود  و هزاران نمونه دیگر مانند قضیه تفسیر به رای کوفیان بعد از دعوت امام حسین (ع) به کوفه و فتواها و تفسیر به رای هایی در خصوص عدم حمایت از امام بعد از دعوت از ایشان که منجر به شهادت امام و یارانش در واقعه عاشورا انجامید و یا در ادوار دیگر همه و همه حاصل یک نوع تفکرات التقاطی و تفسیر به رایی هایی بود که ضربات سنگین و جبران ناپذیری را بر پیکره شیعه وارد ساخت و می سازد .


امّا در تاریخ معاصر هم این التقاط ها باعث ظهور و بروز فرقه ها و گروهایی در قالب شیعه و یا ابداع و اختراع فرقه ها و مذاهب و حتی ادیان دیگر شده بخصوص در ایران که در زمان ناصرالدین شاه قاجار و بعد از آن این جریانات التقاطی فرصت زیادی را برای پیشبرد اهداف خود یافته بودند و بسیاری از آنها تنواستند دین جدید و مذهب جدید که برخی از آنها ماهیتا اسلامی و برخی از آنها شیعی و برخی از آنها فرا اسلامی بود را تاسیس و تا کنون نیز به تبلیغ آن می پردازند و پیروان خاصی دارند و یک سری از آنها هم بر اثر نداشتن مبانی فکری و علمی برای توجیه افکار مریدان و پیروان آن التقاط از گردونه استمرار و بقاء خارج شدند و به تاریخ پیوستند .
منشاء پیدایش التقاط در شیعه را می توان به دو عامل اساسی تقسیم کرد :
الف ) عدم درک صحیح از حقیقت شیعه
ب) اغراض سیاسی برخی جریانات


اصولا در بسیاری از موارد مشاهده شده در برهه های زمانی خاص برخی از جریانات مذهبی که فاقد درک صحیح از مکتب تشییع بوده و علم کافی و ابزار مناسب برای شناخت حقایق مذهب را در دست نداشته اند لذا از این عدم آگاهی و عدم درک بین حقیقت مذهب و علم خودشان دچار تردید شده اند و چون نتوانسته اند حق را از باطل و علم را از جهل تشخیص دهند بنابراین دچار توهم شده اند و پنداشته اند آنچه که در ذهن ناقص شان وجود دارد همان حقیقت است و شروع کرده اند به تخطئه بزرگان مذهب چه در گذشته و چه در زمان خودشان و آنان را محکوم به جهل نموده اند و امر برآنان مشتبه گشته که خودشان علامه دهر هستند و نیازی به علم دیگران و تجربیات دیگران ندارند و آنچه آنان می گفته اند ارزش علمی و عملی و ندارد و لذا این تفکر ما باید جایگزین آن تفکرات قدیمی و دمده شده قرار گیرد و بنابراین ما می بینیم این تفسیر به رای ها و فتواهای بدون پشتوانه قرآنی و علمی و نقلی که حاصل التقاط است باعث بروز فرقه ها و  گروهایی  شده که به اسم شیعه تیشه به ریشه شیعه حقیقی وارد ساخته است .


بنظر میرسد دشمنان شیعه راستین در برخی موارد موفق عمل کرده اند به طور مثال برخی دسته بندی هایی که امروزه ما شاهد آن هستیم بسیار مهلک و خطرناک است و توطئه دشمنان است اینکه آمده اند و شیعیان را به دو گروه تقسیم کرده اند :
1- شیعه و مذهبی سنتی
2_ شیعه و مذهبی مدرن


هر کسی در این برهه از زمان که جزء حساس ترین و سخت ترین زمانهای عمر شیعه می باشد به این تقسیم بندی اعتقاد داشته باشد از نظر اینجانب خیانت بزرگی به شیعه راستین کرده و دشنه ای را دانسته و نداسته بر پیکره تشییع زده است چرا که این تقسیم ماهیت وجودی اش پلید و ناپاک است چونکه دیواری بلند را بین شیعیان ایجاد کرده است به گونه ای که دسته اوّل قائل بر این هستند هر کسی خارج از روش گذشته بزرگان مذهب هر کاری را انجام دهند از دایره مذهب خارج شده اند و لذا می بینیم این دسته از افراد هنوز برخی از تفکرات منحط و خشک و خشن را که در گذشته بوده را حفظ کرده اند و به هیچ عنوان حاضر نیستند از این تفکرات دست بردارند و هزینه آن را نیز پرداخت می کنند و جالب این است که برخی از این رفتارهای خشن و خشک آنها نتنها در اصل مذهب نبوده بلکه خلاف عقل و نص قرآن و عترت بوده است به قول ضرب المثل معروف این دسته از این طرف پشت بام افتاده اند .


در طرف مقابل عده ای هستند که احساس می کنند تعدادشان هم بیشتر است بر این باورند که برخی از نصوص قرآنی و روایی و احکام با توجه به پیشرفت های علمی جهان مدرن فاقد پشتوانه علمی و فکری در عصر جدید می باشد و لذا این احکام و آیات قرآن و روایات دیگر کارایایی و ارزش علمی و عملی خود را از دست داده اند و باید آنها را تعطیل و ابزارها و احکام جدید را جایگزین آن نمود و برخی شبهات سنگینی را علیه عقاید گذشته و آیات قرآن وارد می سازنند و معتقدند برخی از آیات قرآن برای زمان صدر اسلام بوده و یا اینکه قرآن اعجاز علمی ندارد و یا اینکه اهل بیت (ع) را به عنوان انسانهای بزرگ یاد می کنند ولی آنها را معصوم نمی دانند و یا اینکه برخی از احکام قطعی و بدیهی را که قبلا حرام بود آنرا مباح می دانند و قائل بر این هستند که بدیهات در هر عصری متغییر بوده و امر ثابتی نیست بنابراین اگر حکمی در گذشته یک امر بدیهی و قطعی بوده ولی در عصر کنونی ارزش علمی و قطعی خود را از دست داده و نیازی به انجام آن نیست و موارد دیگر... که این دسته برای جذب مخاطب بیشتر خیلی از احکام را تعطیل و برخی احکام جدید را ابداع کرده اند که دقیقا خلاف نصوص شیعه است و این دسته نیز از آن طرف بام افتاده اند .


امّا حق چیست ؟
حق این است که شیعه راستین به مثابه نگین الماسی در جهان هستی می باشد و و دارای یک حقیقت وجودی و آرمانهای اصیل خود است که نه هیچ زمانی کهنه و قدیمی می شود و نه کم و زیاد می شود و نه از موضوعیت خارج می شود بلکه آن چیزی که متغییر است ابزارها و روش های تبلیغ و تبیین این اهداف و آرمانهاست و اینکه گفته می شود قرآن و عترت برای همه دورانها و زمانهاست حرف گزافه ایی نیست چرا که شیعه ابزار اجتهاد و اصول و مبادی اجتهاد را که جزء مترقی ترین دستاوردهای بشری است در اختیار عالمان خود قرار داده است و ضمن آنکه با این ابزار هیچ وقت بن بستی در پاسخ گویی به مسائل مختلف علمی ، اعتقادی ، مذهبی ، احکامی و... وجود ندارد ، شیعه راستین ادعا می کند در هر زمانی هر نیاز بشری و فطری انسان را می تواند برطرف نمایید و روی این اصول خود پافشاری می کند و اینکه عده ای در توهم به سر می بردند و فکر می کنند با عناوین رنگین امروزی و متجدد گرانه مانند دکتر و پرفسور و دانشمند و... می توانند به این حقیقت را منحرف سازنند و بدون اینکه مورد نقد قرار گیرند بی محابا یکه تازی می کنند سخت در اشتباه هستند چرا که اولا این مذهب طبق باور شیعه صاحب دارد و اوست که همواره در طول این مدت از این مذهب حفاظت کرده و خواهد کرد .
ثانیا : در طول تاریخ شیعه کسانی که امر برایشان مشتبه شده و فکر کردند می توانند از آب گل آلود جهل برخی از پیروان شیعه برای خود ماهی هویت و کسی شدن برای خودشان صید کنند همواره با زلال علم معرفت قرآن و اهل بیت (ع) نقشه هایشان نقش بر آب شده و به قول قرآن در سوره رعد اینها به مثابه باطل هستند و باطل همانند حباب هاو کف هایی بر روی آب گل آلود هستند و عمر آنها بسیار کوتاه است و از بین رفتی هستند و آنچه که باقی خواهد ماند آب زلال معرفت قرآن و عترت (ع) می باشد .


آنچه که گذشت بزرگترین خطری ایست که شیعه را بخصوص در خارج از کشور تهدید می کند و اگر کسانی که به شیعه راستین اعتقاد دارند و در مقابل این تفکرات التقاطی و انحرافی واکنش نشان ندهند و سکوت اختیار کنند خود شریک جرم این افراد هستند چرا که وظیفه بر این دلسوزان بسیار سنگین است و ایشان باید مقدمات و زمینه را برای تبیین شیعه واقعی و حقیقی بر مبنای قرآن و عترت را آماده سازنند تا حقایق تبیین گردد در این صورت است که حق بر باطل پیروز خواهد شد و سوء استفادهایی که به عنوان شیعه در نقاب های تفسیر قرآن ، قرآن مدرن ، آشنایی با شیعه مدرنیته و....می شود که عموما در نشات گرفته از التقاط و تفسیر به رای است و مشتبه شدن امر بر بانیان آن که فکر می کنند علامه دهر هستند ، می شود یک به یک ان شالله به یاری خداوند و عنایت خاصه بقیه الله اعظم ( اروحنا روحی لک فداک ) نقاب هایشان خواهد افتاد و باطن اعمال کفر آمیزشان بر مومنین آشکار خواهد شد .
پس از هیچ چیزی نهراسید و بر عقاید خود استوار باشید ، باشد که خداوند ما را از کید دشمنان در امان نگه دارد و ما را از بد دلان و نامحرمان بی نیاز سازد و ما را در راه تبیین اسلام حقیقی و راستین ثابت قدم و موفق بدارد .

۱۳۹۱ فروردین ۲۷, یکشنبه

میراث زهرا (س)


تنها جایی که حجاب داشت هنگام نماز خواندن بود،

گویا تنها کسی که به او "محرم" نبود خداوند بود. . .!


خواهرم :
ایام شهادت حضرت زهرا(س) است برای یک بار هم شده 
 آنگونه باش که فاطمه بود .
این چادر میراث زهراست پس بیا و از میراث زهرا(س) حفاظت کن .

کوچه بنی هاشم

دردسر، بین گذر، چند نفر، یک مادر....

شده هر قافیه ام یک غزل درد آور!

ای که از کوچه ی شهرِ پدرت میگذری

امنیت نیست! از این کوچه به سرعت بگذر......



در میان کوچه ها زهرا سپر می شد برای علی 
عدو هم با غلاف کین پیاپی بر سپر می زد 


تاهمین اندازه می گویم که از بس ضرب داشت

یک نفر سیلی زد اما پنج سر چرخیده بود



یا بقیه الله آجرک الله 



۱۳۹۱ فروردین ۲۶, شنبه

غم غربت


شائق ایرانی ( مجید رسولی ) 


مرغ دل دگر پر پروازش شکسته 
زانوی غم در بغل به کنجی نشسته 

سحرگاهان به تمنای نگاهی بیدارم 
من از هجر توست که از همه بیزارم

از هجر توست که سوخته دلم ای وطن 
بی تو چه ارزشی دارد این سر و این تن

ترسم بمیرم و تنم اسیر این خاک شود
از غم غربت رسوای عالم افلاک شود

 به وقت جادن دادن نباشد ناله خواهری
یا که چشمم به دنیا نبندد دست مادری


 یا که بار نعشم را بکشد  شانه برادری
که نباشد بر سر قبرم نگاه مایوس پدری  

اگر بمیرم و نبینم خاک پاک وطنم را
به تابوت زر این دیار ندهم این تنم را

گر ملائک و به جنت همه مه رویان 
سحر و شام دمادم همه دم لبیک گویان

مژده دهندم به رضا و روضه رضوان 
یا که به می و ساغر و ساقی مولیان

چو آدم رانده از وطن و کو به کو رفتن 
چه ارزشی دارد بی وطن از جنت گفتن 

خدایا مگر خلعت تنهایی فقط زیبنده تو نبود
مگر آنکه از خانه خود رانده شد بنده تو نبود

من این جنت را به ذلت این هجران نمی خواهم 
من از تو جز رهایی از این زندان نمی خواهم

بهار : 91
ونکوور